از نگاه روی تو ، دل سیر می گردد مگر

از نگاه روی تو ، دل سیر می گردد مگر
آخر آدم با تو باشد ، پیر می گردد مگر

با نگاهی قلب من را کرده ای مال, خودت
شهر با یک حمله ای تسخیر می گردد مگر

لحظه ی دیدار عکست نیز خشکم می زند
بی طناب، این دست و پا زنجیر می گردد مگر

عاشقم ، باشی ، نباشی ، سرد باشی یا که گرم
حس عاشق لحظه ای تغییر می گردد مگر

در میان حس من، هر واژه عاجز مانده است
آتش دل با سخن تعبیر می گردد مگر...!!!

💞💞💞💞💞💞💞💞
دیدگاه ها (۰)

‌از من مپرس تورا‌چقدر دوست دارماگر بگویم به اندازه دنیانیستم...

هنوزم نمی فهممچرا اونی که دوستش داری اسمتو قشنگتر از همه صدا...

مے ﺳُﺮﺍﯾﻢ" ﺗﻮ " ﻭﭼﺸﻤﺎﻥ " ﺗﻮ" ﺭﺍ❤️🕊ﻧﻪ ﺳﭙﯿدےﻧﻪ ﻏــﺰﻝﺗﻮئے ﺁﻥ ﺷﻌ...

رؤیاے تو آخر به سَرم می زند بیا ...تا عصر غم انڪَیز خزان می ...

گاهی که نیستی، دلم تنگ می شودالوان دلخوشی، یکسره بی رنگ می ش...

خواب دیدم به کنارت لب ایوانم منباز هم غرق خیالات فراوانم منه...

عاشقت نیستم 🥀پارت 3اخ به چی خوردم اصلا نمیدونم اوه این المای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط