#دیالوگ

#دیالوگ

از وقتی طلعت رفته از دل و دماغ افتادم. وقتی پهلوم بود نمی‌فهمیدم هست. اونقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، نمی‌دیدمش منِ احمق! "#مادر / علی حاتمی"
دیدگاه ها (۱)

کدام یک #خائن تر است؟آن کسی که در آغوش #تو، میل آغوش #دیگری ...

اگر تو ثروتمند باشی، سرما یک نوع تفریح می‌شود تا پالتو پوست ...

بعضی اوقات به خودم میگم چقدر احمق بودم که درس و نخوندم تا با...

﴿ فصل 1قسمت10 ﴾ از زبان آنیا باورم نمیشد اون تفنگ داشته باش...

روزی که من تو را از دیروز کمتر دوست داشته باشم، آن روز آفتاب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط