گرتو باشی کوچه و مهتاب میخواهم چه کار

گرتو باشی کوچه و مهتاب میخواهم چه کار؟
تشنه ی روی تو هستم آب میخوام چه کار؟

چشمهایت صد غزل از عاشقان عالم است
این همه دیوان و شعر ناب میخواهم چه کار؟

جام لبهایت اگر امشب مرا مستی دهد...
تا ابد هشیار هستم، خواب میخواهم چه کار؟

غرق گشتن در میان بازوانت عالمییست..
عشق گر باشد، تن مرداب میخواهم چه کار؟

در تب هر» بوسه ات« جان از بدن پر میکشد...
گر نباشی من تمامم، تاب میخواهم چه کار؟
دیدگاه ها (۱)

نه کسی منتظر است ،نه کسی چشم به راهنه خیال گذر از کوچه ی ما ...

میگن بہ هرچے بخندے سرت میآد:)!!.!خدآیا من بہ خوشگلے کے خندید...

نمیدونم تهِ قصه ی من و تو چی میشه...اصن به نظرم مزه ی قصه ها...

دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشویکه بیایی و در این تنگیِ دل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط