گاه می رویم تا برسیم،
کجایش را نمی دانیم،
فقط می رویم تا برسیم
بی خبر از آن که همیشه رفتن راه رسیدن نیست، گاه برای رسیدن باید نرفت، باید ایستاد و نگریست، باید دید. شاید رسیده ای و ادامه دادن فقط دورت می کند، باید ایستاد و نگریست به مسیر طی شده، گاه رسیده ای و نمی دانی، و گاه در ابتدای راهی و گمان می کنی رسیده ای، مهم رسیدن نیست، مهم آغاز است.
دیدگاه ها (۳)

می دانی؟...آدَمـــهـــاے ســـادهســـاده عــــــاشِــــق مــے...

ببین دُرُســـتـہ کـــہ مــیـگـــَن.. زند...

حال این روزهایم...شبیه دختر بچه ایست...که موهایش بعد شیمی در...

تجربه، مطلقاً به کار عاشق نمی آید.کسی که تجربه دارد قبل از ه...

نقاشی همسایه کوچک

در گوشت زمزمه میکنند نمیتوانی.چون سقف باورهای آنها کوتاه است...

پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط