جواب نامه ام از بس ، ز جانان دیر می آید

جواب نامه ام از بس ، ز جانان دیر می آید

جوان گر می رود قاصد ، زکویش پیر می آید
دیدگاه ها (۱)

یوسفم چشم منی من چشم می خواهم چکارپیر کنعان نیز بینا گشته از...

هر چه «به جز خیالِ او»قصد حریمِ دل کنددر نگشایمش به رو،از در...

گفته بودم که اگربوسه دهی توبه کنم !که دگر باز ازاین گونه خطا...

ذوقمان که برای داشتن و خواستنِ چیزها و آدم ها تمام شد ؛ به د...

🍒🌱ما به روی دوستان از بوستان آسوده‌ایمگر بهار آید وگر باد خز...

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

ساقی به نورِ باده برافروز جامِ مامطرب بگو که کارِ جهان شُد ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط