تو آسانسور واساده بودم ه دختر هم سوار شداول ساکت بود
توي آسانسور وايساده بودم يه دختري هم سوار شداول ساکت بود بعد گفت :چطوري؟
گفتم :الحمدلله
يه نگاهي به من کرد و هندزفري شو جابجا کرد!
معلوم شد داره با تلفن حرف مي زنه!
هيچي ديگه منم تسبيحم رو از تو جيبم در آوردم ادامه دادم :الحمدلله الحمدلله...
گفتم :الحمدلله
يه نگاهي به من کرد و هندزفري شو جابجا کرد!
معلوم شد داره با تلفن حرف مي زنه!
هيچي ديگه منم تسبيحم رو از تو جيبم در آوردم ادامه دادم :الحمدلله الحمدلله...
- ۱.۲k
- ۰۳ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط