قسمت6

قسمت6
هر موقع تاریک میشه همین طوری میشه میشه توضیح بدید(بله.اهم اهم.این واکنش یه نوع شک عصبی به حساب میاد که بدن یه جور واکنشی نسبت بهش نشون میده خوب ینی یه جورایی تو یه قسمت از مغز یه واهمه وجود داره که بدن دچار فشار عصبی میشه الان متوجه شدید و یه چیزی انسان نباید زیاد تو این موقعیت قرار بگیره معمولا برای پیشگیری سعی میکنن اون واهمه رو از بین ببرن که در بعضی موارد کارو بدتر هم میکنن که ینی یه جورایی گند میزنن به کار یا سعی میکنن اعصاب طرفو قوی کنن ینی شجاعش کنن اوکی الان فهمیدید چیه دیگه در ضمن دست خود ادم نیست خوب منو نزنید دیگه ادامه میشه بدی؟)بله رفتم تو اشپزخونه زیر اپن نشسته بود و زانو هاشو بقل کرده بود
"سهونا
_ک...کا...کای ....من...م...میترسم
رفتم طرفش کشیدمش تو بقلم و سرشو نوازش کردم
"هیشش هیچی نیست عزیزم هیچی خوب ارم باش من پیشتم.حتما فیوز پریده برم درستش کنم زود میام خوب؟
_م...منم....می...میام
"خیله خو پاشو
باهم پاشدیم بایه دستم بقلش کردم که دوباره یخ شده بود رفتیم فیوزو زدم برقا اومد
"خب دیدی تموم شد چیزی نبود که خوبی الان؟
_ا...اره ....ب...بریم...غ...غذات ...سرد میشه.
"اخ جون غذا من گشنمه خیلی خیلی تاحدی که میتونم صد دفه تورو بخورم
_ها؟
دیدگاه ها (۵)

اخی خخ

قسمت5سهون با اینکه خسته بودم ولی میخواستم خودم غذا درست کنم ...

عاقا من الان چه کنم حوصله ام پوکید

چقد من خوشحالم واقعا زندگی عالیههههه

فیک افسرده پارت دوم

پارت پانزدهم صبح ویو تهیونگ: به سمت اتاق جونگکوک رفتم تا ببی...

فیک شوگا یادم نیست پارت چنده

Iove and the moonPart7به خانه او رفتم همه چه مشکلی و تاریک ...

Little Angelp1*سعی کردن ازدواج اجباری و برده رو جا بدم تو یه...

Do I love him, or do I hate him?p:⁵_استرس زیادی ازت میباره +...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط