پارت ۷:
پارت ۷:
تهیونگ خودشو به دختر رسوند و گفت :《عزیزم داری کجا میری ؟》
پسر اولیه گفت :《تو چه نسبتی باهاش داری ؟عزیزم؟》
پسر دومیه دستشو به سمت سینه تهیونگ برد و او را به عقب هل داد.
دختر گفت :《اون نامزدمه!》
پسر اولیه گفت :《نامزدت اینه ؟عجب پسر دختر نماییه!!!》
پسر دومیه خندید و گفت :《به نظر میاد اونی که بهش میگفتیم دختر بیشتر با پسرا شبیه تا این .》
پسر اولیه هم خندید و گفت :《ولشون کنیم بریم سراغ بقیه خیلی خوش گذشت .》
پسر دومیه رو به تهیونگ کرد و گفت :《شبی پر از خاطره براتون آرزومندم .》
تهیونگ خودشو به دختر رسوند و گفت :《عزیزم داری کجا میری ؟》
پسر اولیه گفت :《تو چه نسبتی باهاش داری ؟عزیزم؟》
پسر دومیه دستشو به سمت سینه تهیونگ برد و او را به عقب هل داد.
دختر گفت :《اون نامزدمه!》
پسر اولیه گفت :《نامزدت اینه ؟عجب پسر دختر نماییه!!!》
پسر دومیه خندید و گفت :《به نظر میاد اونی که بهش میگفتیم دختر بیشتر با پسرا شبیه تا این .》
پسر اولیه هم خندید و گفت :《ولشون کنیم بریم سراغ بقیه خیلی خوش گذشت .》
پسر دومیه رو به تهیونگ کرد و گفت :《شبی پر از خاطره براتون آرزومندم .》
- ۹۵۸
- ۲۰ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط