شاعری پیش امیر دزدان رفت و ثنایی بر او بگفت. فرمود تا جام

شاعری پیش امیر دزدان رفت و ثنایی بر او بگفت. فرمود تا جامه ازو برکنند و از ده به در کنند. مسکین، برهنه به سرما همی رفت... سگان در قفای وی افتادند. خواست تا سنگی بردارد و سگان را دفع کند. در زمین یخ گرفته بود. عاجز شد، گفت: این چه مردمانند، سگ را گشاده اند و سنگ را بسته!
امیر از غرفه بدید و بشنید و بخندید، گفت: ای حکیم، از من چیزی بخواه. گفت جامه خود را می خواهم اگر انعام فرمایی. رضینا من نوالک بالرحیل.
امیدوار بود آدمی به خیر کسان
مرا به خیر تو امٌید نیست،شر مرسان
سالار دزدان را رحمت بر وی آمد و جامه باز فرمود و قبا پوستینی، بر او مزید کرد و درمی چند.
اثر سعدی
دیدگاه ها (۴)

اصطلاح مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان ! به این معناست که ا...

دانلود مجله زن روز - شماره 471 - 7 اردیبهشت 1353

ابراهیم ابو عزیز

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

نظر شما چیه؟؟ من ژرمینال رو به طبل حلبی ترجیح میدم 😊#رمان #و...

دانلود کتاب منم شاهپور اول - نویسنده کریم علیزاده

مناجات ناشنوایان

دانلود کتاب های مادران و دختران - مهشید امیرشاهی

نقدِ صوفی نه همه صافیِ بی‌غَش باشدای بسا خرقه که مُستوجبِ آت...

دانلود مجله تماشا - شماره 196 - 28 دی 1353

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط