𝑷𝒍𝒂𝒚𝒊𝒏𝒈 𝑺𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 𝒊𝒏 𝑺𝒆𝒐𝒖𝒍 𝒂𝒏𝒅 𝑫𝒊𝒔𝒄𝒐𝒗𝒆𝒓𝒊𝒏𝒈 𝒕𝒉𝒆 𝑻𝒓𝒖𝒕𝒉

𝑷𝒍𝒂𝒚𝒊𝒏𝒈 𝑺𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 𝒊𝒏 𝑺𝒆𝒐𝒖𝒍 𝒂𝒏𝒅 𝑫𝒊𝒔𝒄𝒐𝒗𝒆𝒓𝒊𝒏𝒈 𝒕𝒉𝒆 𝑻𝒓𝒖𝒕𝒉

part1

خب امروزم مثل همیشه از مدرسه جدیدم اخراج شدم حتما میپرسید چرا؟
چون من عاشق کارای جناییم برعکس مادر پدرم که جرم شناس بودن
من بار ها تو مدرسه های امریکا بخش a بودم (این بخش مال بچه هایی که پروندشون خیلی افتضاح و خطرناکن)

و هر دفعه بخاطر اینکه بلایی سر کسی میاوردم اخراجم میکردن خب میتونم بگم بلایی که سرشون میوردم شامل چاقو زدن یا چشم یک نفرو در اوردن قتل و....خلاصه
بخاطر همین دیگه جایی نمونده که نرفته باشم پس دارم میرم کره..


ویو یوجونگ
مکان: امریکا ساعت ۸

خب خب صبحانه خوردم الانم میرم لباس بپوشم که دو ساعت دیگه پرواز دارم به کره
مثل همیشه خدمتکار لباسای تیره اورد منم یکی شو انتخاب کردم پوشیدم وسایلم جمع کردم.. و الان شروع یک زندگی جدیده! ولی برعکس شروع یک پرونده جنایی بزرگه!... پس باهامون همراه باشید تا ببین اخر این داستان به کجا میرسه...!

مکان: فرودگاه ساعت ۱۰، ترک امریکا و ورود به کره

ویوی یوجونگ
تو فرودگاه نشسته بودم که از توی بلندگو یک نفر گفت:

« برای پرواز ترک امریکا به کره سوار هواپیما شماره ۷ مراجعه کنید لطفا عجله کنید»

هواپیما رو پیدا کردم سوار شدم
کاشکی الان یک گروگان گری توی هواپیما پیش بیاد عالی میشد
وای از ادمایی که جیغ زدن فقط بلدن واقعا متنفرم..

ساعت سه ظهر فرودگاه کره جنوبی

هعی همه منتظر مامان باباهاشون بودن که با گل شیرینی میان بودن
ولی من از بچگی با هیولا ها بزرگ شدم خیلی زندگی فان باحالی داشتم..
سرمو برگردوندم که خالمو دیدم اون همیشه برای من افرادی رو گروگان میگرفت تا من شکنجشون کنم نه بخاطر پول بخاطر خون... خب یکجورایی قابل تحمله نسبت به بقیه
ویو مونا( خاله ی یوجونگ)
.... خماری🦦

۲۰ لایک نظرهای خوشملتون رو هم بگید
راستی نمیخواد شرط فیک تهکوک رو برسونید شرطش برسه تا پارت اخر میزارم
اینم ایدی نویسنده ی خوشکل تون

https://wisgoon.com/arian_somin
دیدگاه ها (۷)

an angel in the darkness

𝑷𝒍𝒂𝒚𝒊𝒏𝒈 𝑺𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 𝒊𝒏 𝑺𝒆𝒐𝒖𝒍 𝒂𝒏𝒅 𝑫𝒊𝒔𝒄𝒐𝒗𝒆𝒓𝒊𝒏𝒈 𝒕𝒉𝒆 𝑻𝒓𝒖𝒕𝒉part2ویو م...

معرفی فیک

هعیییییی........ (:

𝑷𝒍𝒂𝒚𝒊𝒏𝒈 𝑺𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 𝒊𝒏 𝑺𝒆𝒐𝒖𝒍 𝒂𝒏𝒅 𝑫𝒊𝒔𝒄𝒐𝒗𝒆𝒓𝒊𝒏𝒈 𝒕𝒉𝒆 𝑻𝒓𝒖𝒕𝒉part 4یوجو...

𝑷𝒍𝒂𝒚𝒊𝒏𝒈 𝑺𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 𝒊𝒏 𝑺𝒆𝒐𝒖𝒍 𝒂𝒏𝒅 𝑫𝒊𝒔𝒄𝒐𝒗𝒆𝒓𝒊𝒏𝒈 𝒕𝒉𝒆 𝑻𝒓𝒖𝒕𝒉part 3فردا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط