بـگـذار هـمـه بـدانـنـد،

بـگـذار هـمـه بـدانـنـد،

چـقـدر دلـم مـیخـواسـت روی شـانـه هـای تـوبـه خـواب روم . . .

تـو آرام بـلـنـد شـدی،

دسـت هـایـم را از هـم گـشـودی . . .

مـوهـای پـریـشـانـم را شـانـه زدی . . .

حـالـا ایـن دخـتـر کـوچـک کـه مـدام تـو را مـی خـواهـد،

خـسـتـه ام کـرده اسـت . . .

او حـرف هـای مـرا نـمـیفـهـمـد. . .

بـیـا و بـرایـش بـگـوکـه دیـگـر بـاز نـخـواهـی گـشـت . . .
دیدگاه ها (۷)

رو می زنم به آسمان. . . کمی بارانش رابرای ضیافت امشب به من ق...

هر شب شمــاره ات را می گیــرم. . . و با کسی که تو نیستی حرف ...

پـاییـز نـام دیگـر دلتنگـى سـت...وقتـى میـان بـرگ هـاى سـرخ ...

پنــجـره ات را بــاز کن ...هــوا دلــش هوای ِ عـــاشقــی کـر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط