من بیچاره وفا دار نمانم چه کنم؟

من بیچاره وفا دار نمانم چه کنم؟
غزل از لحظه ی دیدار نخوانم چه کنم؟

پشت پرچین گل آلوده ی این باغ اگر
باغبان بد شده با لاله ی جانم چه کنم؟

از غم دوری آن دوست که گم کرده مرا
همدم دائمی باد خزانم چه کنم؟

مانده ام باز در اندیشه که این گوشه ی شب
غم اگر می شکند صبر و امانم چه کنم؟

شعر می گویم و می خوانم ات ای عشق ولی
من در این راسته بی نام و نشانم چه کنم؟

با همین ذهن گرفتار و همین فرصت کم
گر رسد لحظه ی دیدار بر آنم چه کنم؟
دیدگاه ها (۸)

عشق گاهی ...مشق های کودکیستحس بودن با خدا در سادگیستعشق گاهی...

آمدی درخواب من دیشب چه کاری داشتیای عجب از این طرفها هم گذار...

یکی بود یکی نبود ... یه دروغ کهنه بود ، یکی موند یکی نموند.....

من پر از دردم بیا ،یک ذره دلداری بدهفصل پایانی به این دوری ا...

#داستان_آموزنده #تلنگر "اجازه دهیم پدربزرگ دست به دیوار بزند...

من بیچاره وفا دار نمانم چه کنم؟ غزل از لحظه ی دیدار نخوانم ...

من بیچاره وفا دار نمانم چه کنم؟ غزل از لحظه ی دیدار نخوانم چ...

از غم دوری آن دوست که گم کرده مرا همدم دائمی باد خزانم چه کن...

روحم مرا آزرده مرا وسوسه، بیهوده مکندگر این لحظه تن پاک من، ...

در گذر از خمِ این فاصله هاکه مرا می برد از خاطره اتکه مرا می...

عشقِ تو پرنده‌ای سبز استپرنده‌ای سبز و غریببزرگ می‌شود شبیه ...

عاشقانه

ای دور ترین دور ترین دورترین یارباید بنویسم غزلی از غم بسیار...

...ای دور ترین دور ترین دورترین یارباید بنویسم غزلی از غم بس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط