♚عــالے تــریــنـ پُسـْــتـــــــ♚

♚عــالے تــریــنـ پُسـْــتـــــــ♚

خودکشی مرگ قشنگی که به آن دل بستم
دست کم هردوسه شب سیربه فکرش هستم...
گاه وبیگاه پرازپنجره های خطرم،به سرم میزنداین مرتبه حتمأبپرم...
چمدان دست تووترس به چشمان من است
این غم انگیزترین حالت غمگین شدن است
بی توپتیاره ی پاییزمرامیشکند
این شب وسوسه انگیزمرامیشکند
قبل رفتن دوسه خط فحش بده،دادبکش
هی تکانم بده نفرین کن وفریادبکش
هرپسربچه که راهش به خیابان توخورد
یک شبه مردشدویکه به میدان زدو مرد
من تورادیدم وآرام به خاک افتادم
وازآن روزکه دربندتوأم آزادم...
چای داغی که دلم بودبه دستت دادم
آنقدرسردشدم ازدهنت افتادم
میپرم دلهره کافیست خدایاتوببخش
خودکشی دست خودم نیست...خدایاتوببخش!


Eli
دیدگاه ها (۴)

ﺩﺭﺩ ﺩﯾﻮﺍﻧﮕﯽ ﻣﺎ ﺩﻭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖﺷﺎﻋﺮﯼ ﻋﺎﺷﻖ ﯾﮏ ﺷﺎﻋﺮ ﺩﯾﮕﺮ ﺷﺪﻩ ﺍ...

دچار " مــــرگ عاطــــفے " شده اممتقاضی باشد اهــــدا مے کن...

ﺭﻭﺑﺎﻫﯽ ﺍﺯ ﺷﺘﺮﯼ ﭘﺮﺳﯿﺪﻋﻤﻖ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﭼﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺍﺳﺖ؟ﺷﺘﺮ ﺟﻮﺍﺏ ﺩ...

بانو⇜اگر یقین کنی ※حجاب※⇜لباس توستدر برابر آتش⇜هرگز رهایش نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط