"شعر از خودم"

"شعر از خودم"

چشماي خمارو خسته يه دل خونو شكسته

لباي خشك و تكيده دستاي از پشت بسته

سهمه من از مال دنيا شده كوله باره غصه

خنده يه حسه غريبه واسه اين لباي بسته

همدم بيكسيه من جير جيره شاپركها

راي ديوان عدالت:سالها تنهاي تنها

هفته هاي بيقراري ديگه پاياني نداره

حسرتو غم واسه قلبم ديگه مثه سرياله

روزها فرقي ندارن همشون شباي تارن

شبا تكراره عذابن ديگه زيبايي ندارن

همه يادگار عشقن عشقه پر درده گذشته

ياره بي معرفتي كه خيلي وقته در گذشته

اون ميگفت برام هلاكه من بخام برام ميميره

نگو اون قاتله عشقه جونمو ميخاس بگيره
دیدگاه ها (۳۱)

"شعر از خودم"تاکجا بايد بدنبالت چنين نالان دوم؟تا کجا اين عش...

"شعر از خودم"دستهايت برگهاي سبز جسمم را ربودحال ميگريي به حا...

دوس دارم ببرمت یه جای شلوغ ...

"شعر از خودم"تو رفتي خاطرت ماند وهزاران ناجوانمرديتو رفتي وغ...

پاییز بارش را زمین گذاشتو چمدانش را گشودالبته که می‌دانی سوغ...

بفرست براش😍😍💞💞@m5555s

@m5555s

اگر قرار باشد پاییز را در یک تصویر خلاصه کنم، تویی که با لبخ...

همه باغ دلم!!!! آثار خزان دارد!!

🔸در انتظار بارانم؛نه برای خیس شدنِ خیابان،برای آن لحظه‌ایکه ...

پاکسازی پوست فقط همین😂😂

جاده شمال، بارون و یه دلِ بی‌عجله… 🌧️🌿☕️همین یعنی حالِ خوب!❤...

آدمی رو انتخاب کنید؛که خوب بودن رو بهتون یاد بده،حتی اگه شما...

خیلی دلمو شکستی 💔امیدوارم انگشت کوچیکه پات بخوره به گوشه ی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط