نیاز دارم به یک جفت چشم تا مرا همانطور که هستم ببیند نه آ

نیاز دارم به یک جفت چشم تا مرا همانطور که هستم ببیند نه آنطور که خودش می‌خواهد.
نیاز دارم به پاهایی که
کنارم قدم بزنند تا آنجا که آرام بگیرم،
به دست‌هایی که جای پاک کردن اشک‌هایم دستم را بگیرد
و نگذارد اشک بریزم،
به صدایی که اسمم را بخواند و در کلامش نشانی از رفتن نباشد...
من نیاز دارم به آدمی که
رفتن را نشناسد و
در فرهنگ لغاتش
تنها، ماندن معنی شده باشد،
به کسی که جای زخم،
عشق بکارد در من و جای جملاتِ نصیحت وار کنارم دیوانگی کند
و هراس نداشته باشد از چشم‌های متعجبِ دیگران!
نیاز دارم کسی باشد متفاوت از تمام آدم‌های اطرافم...
کسی که با او
تمام سال‌های
نزیسته‌ی پیش از او را
جبران کنم...
دیدگاه ها (۳)

بیا کمی بازی کنیم.بنویس:《اسم...فامیل...شهر... و در نهایت دوس...

#صحیفهٔ_سجادیه_دعای_پنجاه_و_یکملحظه‌هایی تلاش می‌کنم وانمود ...

دستهای مردها خوب استامن است..دستهای مردها از یاد زنها میبرد ...

نبضِ عاشقانه هایم را بگیر،ببین چقدر...#تُ ، #تُ ،#تُ ، میزند...

#چرا -منPART14ویو کوک آت از اتاق اومد بیرون خیلی خوشگل شده ب...

𝔀𝓲𝓷𝓽𝓮𝓻 𝓱𝓮𝓪𝓻𝓽𝔀𝓪𝓻𝓶𝓲𝓷𝓰"زمستان دل انگیز" part: ¹⁵"جیمین با دهنی ...

۷۰ لایک و ۱۰۰ کام (کام خوب ... )part : 25chapter : 2× خوش می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط