یک روز یک نفر با پدرش دعوا میکنه،ازخونه میره.یک ماه خونه
یک روز یک نفر با پدرش دعوا میکنه،ازخونه میره.یک ماه خونه دوستش میمونه،بعداز یک ماه رفت که بره خونش،سرراه یه دختر دید،به دختر تیکه انداخت یک نفر دید،آمدوگفت:میدونی این کی بود؟گفت:نه.گفت:خواهر کسی که یک ماه خونش بودی.رفت خونه رفیقش،دیدرفیقش داره مشروب میخوره.گفت:منو ببخش،به خواهرت تیکه اداختم.گفت:سلامتی رفیقی که یک ماه خونم بود،خواهرم رو نشناخت...
narii
narii
- ۶۲۹
- ۲۲ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط