... مردی از خدا دو چیز خواست...

... مردی از خدا دو چیز خواست...

یک گل و یک پروانه...

اما چیزی که به دست آورد یک کاکتوس و یک کرم بود.

غمگین شد.با خود اندیشید شاید خداوند من را دوست ندارد

و به من توجهی ندارد چند روز گذشت.

از آن کاکتوس پر از خار گلی زیبا روییده شد

و آن کرم تبدیل به پروانه ای زیباشد.

اگر چیزی از خدا خواستید و چیز دیگری دریافت کردید به او اعتماد کنید.

خارهای امروز گلهای فردایند
دیدگاه ها (۵)

.

همسرم از سر کار اومد خونه دید خونه بهم ریختس..داد زد :هرروز ...

به حرف های همسرتان اهمیت دهیدوقتی در کنار همسرتان هستید و او...

ﭘﺪﺭﻣﺼﺮﯼ : ﭘﺴﺮﻡ ﻣﺎﺩﺭﮔﺬﺷﺘﻪ ﺳﺮﺯﻣﯿﻨﯽ ﻭﺳﯿﻊ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ,ﭘﺪﺭﯾﻮﻧﺎﻧﯽ : ﭘﺴ...

P : 29

همیشه همه‌چیز آن‌طور که در خیال‌هایمان می‌چینیم پیش نمی‌رود،...

P : 3

واجب الهی امر به معروف و نهی از منکر فراموش شده!

فاصله یک لبخند تا جنون

روزی مردی از خدا دو چیز خواست یک گل و یک پروانه...اما چیزی ...

شخصی از خدا دو چیز خواست... یک گل و یک پروانه...اما چیزی که ...

شخصی از خدا دو چیز خواست... یک گل و یک پروانه...اما چیزی که ...

شخصی از خدا دو چیز خواست...یک گل و یک پروانه...اما چیزی که ب...

شخصی از خدا دو چیز خواست…یک گل و یک پروانه…اما چیزی که به دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط