کمی با من مدارا کن

کمی با من مدارا کن
که خود را با تو بشناسم
من گم را تو پیدا کن 
تو را از شب جدا کردم
تو را از قصه آوردم
نمیشد با تو بد باشم
نمی شد از تو برگردم

کمی با من مدارا کن
صبوری کن تحمل کن
من گم را تو پیدا کن

نه از برگم نه از جنگل
نه از باران، نه از شبنم
نه آن تعمیدی رودم
نه آن مریم ترین مریم
منم همسقف دیروزی
که عطر خانگی دارم
که دستان تو را باید
به شام سفره بسپارم
اگر سختم، اگر دشوار
اگر سیل مصیبت بار
اگر تلخم،اگر بیمار
منم از عشق تو بسیار
من آن هم خون و هم گریه
که بغضش را به دریا داد
که از اوج پریدن ها
بر این ویرانه ها افتاد

کمی با من مدارا کن
صبوری کن تحمل کن
من گم را تو پیدا
دیدگاه ها (۱۰)

🍷 شراب قرمزپارت ۱۹ | کنار توصبح هنوز کامل روشن نشده بود.رینا...

...پارت اول...

ریاکشن

007-پنهان در مه - پارت ۷۳

پارت ۱۱۰ (پایانی)نه ماه بعد...بیمارستان در سکوت نیمه‌شب غرق ...

آخرین بحث پارت ۹

شکیلاکمی با من مدارا کن کمي با من مدارا کنکه خود را با تو بش...

کمی با من مدارا کن که خود را با تو بشناسم من گم را تو پیدا ک...

کمی با من مدارا کنکه خود را با تو بشناسممنِ گم را تو پیدا کن...

اگر سختم، اگر دشواراگر سیل مصیبت باراگر تلخم ،اگر بیمارمنم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط