امشب از داغ غمت،،،،،،دل را چراغان میکنم

امشب از داغ غمت،،،،،،دل را چراغان میکنم
تا سحر بیدارم امشب،،،،،،با تو پیمان میکنم

گاهی از شوق وصالت،،،ساز مستی می زنم
گاهی از شرم گنه،،،،،،سر در گریبان می کنم

با غم عشقت بسازم،،،،،،،،یا بسوزم منتظر؟؟
فال مستی میزنم،،،،،،،نه،نه،به از آن میکنم

باده ای سر می کشم،،،آری وضو دارم هنوز
پیر مستان هر چه فرماید،،،،به قرآن میکنم.
دیدگاه ها (۹)

ﺳﻮﺧﺘﻢ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﯼ ﺍﺕ ﺑﺎ ﺑﯽ ﻗﺮﺍﺭﯼ ﺳﺎﺧﺘﻢﺑﯽ ﺗﻮ ﻋﻤﺮﯼ ﺑﺎ ﻏﻢ ﭼﺸﻢ ﺍﻧﺘﻈﺎ...

آنقدر دریا را شستمکه نمکش دامانم را گرفتنترس...تا ابد دینم ر...

ﻣﻴﮕﻮﻳﻨﺪ ﭼﻪ ﺧﻮﺏ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻯ ...ﻏﺎﻓﻞ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻣﻦ ﺧﻮﺏ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡ .....

ساز خود را کوک کن امشب پریشان خاطرم.......زخمه بر جانم بزن ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط