در آن غمگین غروب سرد تو از شهرم سفر کردی...
در آن غمگین غروب سرد تو از شهرم سفر کردی...
نگاهت برق طوفان بود و من افسون میخوردم....
شیار گونه هایم را گل اشکم نوازش داد...
و من از تو جدا ماندم و ای کاش میمردم ....
هر وقت گلی را بو کردی هرگز بهش نگاه نکن ،چون اگه نگاهت را به خاطر بسپاره ،شوق دوباره دیدنت اون رو پر پر میکنه ....
.
.
.
.
.
.
.
بَر سَنگ مَزارَمَ بِنویسید آشُفتِه دِلی خُفتِه دَر این خَلوَت خاموش
.
.
.
.
.
.
.
او زادِه ی غَم بود کِه از خاطِر دوستان گَشت فراموش
در بیکران دور،بر روی سنگ گور
با دست سرنوشت ، با جوهر سرشت
دستی نوشته بود آرامگاه عشق ...
و...
سپس
کار دنیا رو ببین !
تپش قلبم شده مثل تبلیغ پفیلا !
یکی واسه تو یکی واسه من !
•••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
هوا داره سرد میشه
مواظب باش کسی از سردی هوا به گرمی قلبت پناه نبره !
نگاهت برق طوفان بود و من افسون میخوردم....
شیار گونه هایم را گل اشکم نوازش داد...
و من از تو جدا ماندم و ای کاش میمردم ....
هر وقت گلی را بو کردی هرگز بهش نگاه نکن ،چون اگه نگاهت را به خاطر بسپاره ،شوق دوباره دیدنت اون رو پر پر میکنه ....
.
.
.
.
.
.
.
بَر سَنگ مَزارَمَ بِنویسید آشُفتِه دِلی خُفتِه دَر این خَلوَت خاموش
.
.
.
.
.
.
.
او زادِه ی غَم بود کِه از خاطِر دوستان گَشت فراموش
در بیکران دور،بر روی سنگ گور
با دست سرنوشت ، با جوهر سرشت
دستی نوشته بود آرامگاه عشق ...
و...
سپس
کار دنیا رو ببین !
تپش قلبم شده مثل تبلیغ پفیلا !
یکی واسه تو یکی واسه من !
•••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
هوا داره سرد میشه
مواظب باش کسی از سردی هوا به گرمی قلبت پناه نبره !
- ۶۳۰
- ۰۹ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط