گاهی...👌❤🍀

گاهی...👌❤🍀
پا روی پا بینداز
و به هیچ چیز اهمیت نده
و به دنیا و اتفاقات آن بی‌تفاوت باش. درست مانند آواره‌ای که
کنار ریل راه‌آهن،
در اتوبوس خرابه‌ای مأوا گزیده
و برایش هیچ فرقی نمی‌کند که قطار از کدام سمت می‌رود.
آرام و خونسرد می‌نشیند،
چای‌ تلخ و پر رنگش را در استکان کثیف و لب‌پریده‌اش می‌نوشد،
صدای سوت ممتد قطار را می‌شنود
و بی‌هیچ احساس و ایده‌ای،
به عبور مداوم آن نگاه می‌کند...📷📸
#آرامکده
دیدگاه ها (۲)

پارت اول._*بی گناهان*_

✦ اولین گناه ✦✧ رمانی از خون، جادو و انتقام ✧❖ شخصیت‌های اصل...

## فصل چهارم: سقوطِ ارزش‌هاصدای سیلیِ پارسا در فضای اتاق پیچ...

007-پنهان در مه - پارت ۹۱

پارت: ۲ (بخش ۱) **زاویه دید: زین**قطره‌ای عرق از خط رویش موه...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

تکاپو پارت 104:چاقو🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍ایستگاه قطار متروکه...باد از می...

دلم برای ریل های قطار می سوزد. فشار آن همه قطار پر از ازدحام...

دلم برای ریل های قطار می سوزد. فشار آن همه قطار پر از ازدحام...

با هر سوت قطاریدر دلم آشوبی به پا می شودمی گیرد تنم تب و تاب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط