Another world

part: 3
______
آلیا: خوبی تو؟
میا: اره چطور؟
آلیا: برای بابات میپرسم..میگم دیشب همچی اوکی بود؟

نفس عمیقی کشیدم و به الیا نگاه کردم: اره اتفاق خاصی نیوفتاد
آلیا: ولی من هنوزم نظرم همونه
میا: چی؟
آلیا: خودتو نزنبه اون راه، خودتم میدونی اخر سر بابات سر تو ام قمار میکنه پس بهتره بری

میا چشماش رو تو حدقه چرخوند و عاجزانه به دیوار تکیه داد
میا: میترسم آلیا، اگر بدتر شه؟
آلیا نزدیک میا شد و شونه هاش رو گرفت
آلیا: اگر بهتر شه؟
میا: اوفففف نمیدونم نمیدونم دارم فکر میکنم بهش
آلیا بغض کرد و ادامه داد: خودتم میدونی، تو مثل خواهر منی، هرگز نمیخوام ازت جدا شم ولی خب این به نفع توعه
میا: الیا خیلی سخته

میا دیگه طاقت نیاورد و زد زیر گریع و آلیا رو بقل کرد

میا: الیا، من خیلی بدبختم....میدونم چقد اذیت کنندس زندگی باهاش...چقد سخته چقد خطرناکه...میدونم ولی بابامه..از طرفی از بیرونم میترسم، کجا برم چطوری برم پول از کجا گیر بیارم؟
الیا: اوف گریه نگن میا....بهش فکر کن لطفا


خودمو به زور جمع و جور کردم و رفتم سر کار تا اخراج نشدم، کل

__________________
پارت های قبل و بعد:
https://wisgoon.com/min.mare
بچها شرمنده تو این مدت درگیر بودم عیدو فامیلا و فلان ببخشید بابت تاخیر
دیدگاه ها (۰)

Another world

Another world

Another world

معرفی فیک جدیددد: اسم : دنیای دیگر شخصیت های اصلی : میا ، ته...

Part18تا رسیدم به شیشه ی روبه روی اتاق الیا نفس راحت کشیدم و...

پارت 2اگه این علامت (+) رو گذاشتم یعنی نویسنده داره حرف میزن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط