شب گذشت از نیمه و من درتبِ روی توأم

شب گذشت از نیمه و من درتبِ روی توأم
تو تمام من شدی من مستِ گیسوی توأم

شد حدیثِ عشق آغاز و شدم دیوانه‌ات
همچو حافظ من غزل خوانِ سرِ کوی توأم

کاش با یک بوسه از تو بشکند بغضِ سکوت
تشنه‌ام من تشنهٔ بوسیدنِ روی توأم

آمدی ساده نشستی در حریمِ قلب من
مات و حیران گشتم و آوارهٔ کوی توأم

با نگاهت آتشی، بر جانِ تب دارم زدی
شب گذشت از نیمه و من در تکاپوی توأم

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

مثلا منتظر عید و بهارم الکیمثلا کنج دلم غصه ندارم الکیبه خود...

مثلا منتظر عید و بهارم الکیمثلا کنج دلم غصه ندارم الکیبه خود...

شده از ضربهٔ غم، سیب دلت لک بزند؟!یا که دستان فلک بر رخ تو چ...

می‌زنم دل را به دریا... نه! بیابان بهتر استنیمه‌شب‌ها پرسه د...

بابایی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط