لوای عشق
*** لوای عشق ***
حسین جان : دل به حق جانانه دادی.
به عالم , درسِ جاویدانه دادی .
تو بودی زینتِ دوشِ پیمبر .
به دوش اش جلوه مهتابانه دادی .
به پیمانها و عهدِ صلح و اُلفت .
جوابی در خور و شاهانه دادی .
به دشتِ نینوا , شیری علمدار .
بدون از دست و سر , مردانه دادی .
در آن هنگامه یِ بس نا برابر .
سر از پیکر , تو مظلومانه دادی .
به هفتاد و دو تن , یارِ وفادار .
بهارِ عشق را , بیعانه دادی .
اَلا ای خرمنِ گردون , بسوزی .
چه خونخواری به آن مرجانه دادی .
که رأسِ روح و ریحانِ علی را .
به بام ِ نیزه بی شرمانه دادی .
عظیما : اشکِ میگونِ قلم را .
به عشّاقِِ شقایقخانه دادی .
**************
شاعر عبدالعظیم عربی از ماهشهر
و سربندر
حسین جان : دل به حق جانانه دادی.
به عالم , درسِ جاویدانه دادی .
تو بودی زینتِ دوشِ پیمبر .
به دوش اش جلوه مهتابانه دادی .
به پیمانها و عهدِ صلح و اُلفت .
جوابی در خور و شاهانه دادی .
به دشتِ نینوا , شیری علمدار .
بدون از دست و سر , مردانه دادی .
در آن هنگامه یِ بس نا برابر .
سر از پیکر , تو مظلومانه دادی .
به هفتاد و دو تن , یارِ وفادار .
بهارِ عشق را , بیعانه دادی .
اَلا ای خرمنِ گردون , بسوزی .
چه خونخواری به آن مرجانه دادی .
که رأسِ روح و ریحانِ علی را .
به بام ِ نیزه بی شرمانه دادی .
عظیما : اشکِ میگونِ قلم را .
به عشّاقِِ شقایقخانه دادی .
**************
شاعر عبدالعظیم عربی از ماهشهر
و سربندر
- ۱.۲k
- ۲۸ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط