پیراهنم را در آوردم، درون کمد انداختم و رفتم توی استخر.

پیراهنم را در آوردم، درون کمد انداختم و رفتم توی استخر.

باز هم او را دیدم ، کنج استخر در آب فرو رفته است.

در اعماق استخر زیر آب می‌ماند. خیلی زیر آب می‌ماند.

بعد از پایان سانس از آب بیرون می‌آید، بی‌سر و صدا زیر دوش، بعد درون رختکن آرام لباس می‌پوشد ، هیچکس او را نگاه نمی‌کند .

امروز از آب بیرون رفتم، لبهٔ استخر را گرفتم تا به کنج برسم، بالای سر او .

خم شدم و سرم را توی آب فرو کردم. آب به چشمانم فشار آورد ، باز نگه داشتم، تصویر واضح‌تر شد. او سرش را بالا آورده و به من خیره شد.

هر دو زیر آب به یکدیگر نگاه می‌کردیم. احساس کردم وارد دنیایش شدم. می‌خواستم سرم را بیرون از آب بکشم، اما غرق او شدم. صاف تو چشمانش خیره شده بودم و نمی‌توانستم نگاهش نکنم.





هنرمند : @shinmoji
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۱

ادامه پارت ۴معجون رو باز کردم و سر کشیدم. طعمش تلخ بود، ولی ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_90بعد از تموم شدن حرفش از آش...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

#in_your_eyespart_9۲ویو کایلا یه نفس کلافه کشیدم و دوباره سا...

سرنوشت(ویو رایا)نمی‌دونستم چند ساعت گذشته.دیگه حتی توان گریه...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:⁹+ جونگکوک‌ نمیتونم بیارمش.جونگکوک‌ و یونا ...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۱ پارتویو &چند دقیقه گذشت.ته...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 176♡⁠。⁠)⁩نمیخوا...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²⁹ویو: اتدر که بسته شد، چند ثانیه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط