عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز #مهمان توام فردا چرا

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان نازکن باماچرا
دیدگاه ها (۲)

باد ِ#بهار می‌دمد و من ز یار، دوربا غم نشسته دائم و از غمگسا...

امشب اگر#ساقی شوم، تا صبح غوغا می کنمتا بی نهایت عشق را، با ...

نہ #زمستانے باش ڪہ بلرزانے و نہ تابستانے باش ڪہ بسوزانے ...

مرغ دل در #قفس سینه من می نالدبلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب...

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم ديگر اکنون با جوانان ناز...

آمدی، جانم به قربانت ، ولی حالا چرا ؟بی‌ وفا ، حالا که من اف...

(روی تخت)+اها یونگی _جونم+بهت هیت نمیدن که زن داری؟(خب تو رم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط