کابوس عشق فصل۳ پارت ۶

کابوس عشق فصل۳ پارت ۶

ادامه: بعد سوزی رو کوبوند روی تخت و گفت: ببین من هرچیزی رو یبار میگم پس خوب گوشات رو باز کن. اگه سعی کنی فرار کنی. اون موقعست که بهت رحم نمیکنم. بعدشم رفت. سوزی: مرتیکه ی کثیف. بعد لباساش رو پوشید و رفت طبقه پایین دید که لوکی نیستش. از پیشخدمت اونجا پرسید: امم......ببخشید لوکی رفته؟ خدمتکاره: بله آقای لوکی رفتن شرکت. سوزی: ممنون. بعدشم یه نفسی تازه کرد. بعد با خودش فکر کرد که بره بیرون و فرار کنه. ولی میدونست لوکی آدم خطرناکیه برای همین ممکن بود دوباره پیداش کنه و بلایی سرش بیاره پس..........بهترین راه این بود که به جنی زنگ بزنه. به جنی صد بار زنگ زد ولی جواب نداد. سوزی: جنی تو کجایی؟

ویو جنی:

هزار بار به سوزی زنگ زدم ولی جواب نداد و گوشیم توی این چند روز هنگ کرده بود و شارژش تمام میشد ‌و دیگه نمیتونستم بهش زنگ بزنم برای همین رفتم کافه ای که سوزی اونجا کار میکرد. و دوباره اون پسر مو بلونده یا همون همکاره سوزی مایکل رو دیدم. رفتم پیشش و بهش گفتم: سلام پسر مو بلونده. مایکل: تو دوباره......اسمت جنی بود دیگه؟ جنی: آره. یه سوال سوزی اینجاست؟ مایکل: نه راستش چند روزه که نیست و نمیاد کافیشاپ. مایکل تو ذهنش: نکنه بلایی سرش اومده؟ مایکل: تو ازش خبر داری. جنی: نه هزار بار بهش زنگ زدم ولی جواب نمیده و الانم گوشیم هنگ کرده.
دیدگاه ها (۰)

کابوس عشق فصل۳ پارت ۵ادامه: سوزی داشت به کاراش میرسید ولی خو...

بچه ها ۶۰ تایی شدنمون مبارککککککککککک(^w^) مقسیییییییی از هم...

کابوس عشق فصل۳ پارت 2ادامه: مایکل گوشیش رو برداشت: الو........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط