دوباره خواهمرفت

دوباره خواهم‌رفت؛
به زیر باران‌ها، به کافه‌های قدیم، به کوچه‌های شلوغ
دوباره خواهم‌گفت؛
از عشق و آرامش، از اقتدار و امید، از آفتاب و طلوع
دوباره خواهم‌دید؛
غروب حادثه را، وَ عشق و عاطفه را، وَ خنده‌ی همه را...

بهار، نزدیک است...

#نرگس_صرافیان_طوفان
دیدگاه ها (۳)

کوچه پر از رد قدم های #توست... خداجان!!!وقتے ناراحتیم بهمون ...

صبح نشسته پشت پلک هایت برخیزتا جهانی را روشن کنی ...#حسین_ع...

تجربه‌ی اولین‌ها با تو زیباستمثلا شروعِ اولین ثانیه‌های هر ص...

دريچه نگاهت را بگشا...آفتاب، تا افق روشنايی بالا آمده است؛ آ...

من اکنون به تو اندوه خواهم دادبه تو اندوهی خواهم داد که از ع...

ماه‌من𝐩𝐚𝐫𝐭𝟗یه عطر تلخ زد و سوار ماشین شد و حرکت کرد...ویو آل...

«رویای بی پایان»

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط