آمدنش بهر چه بود
آمدنش بهر چه بود؟
حیفالمال!
امضای قرارداد با کلارنس سیدورف هر چه بود، ربطی به «ورزش» و فوتبال نداشت. این بیشتر شبیه تئاتری بود که از همان ابتدا هم میشد پایاناش را حدس زد. مدیران استقلال حسابی روی این قرارداد مانور دادند و آن را در حد و اندازههای یک معجزه بالا بردند اما معجزه واقعی، معرفی پست مدیر فنی «پروازی» به فوتبال جهان بود! نسخهای که هرگز در استقلال جواب نداد و بدون شک در هیچ نقطه دیگری از دنیا جواب نمیدهد.
چرا مدیرانی که در زمان امضای قرارداد با سیدورف آن چنان سروصدا راه انداخته بودند، امروز تا این اندازه در سکوت محض هستند؟ چرا هیچکدام از مدیران فعلی باشگاه استقلال، در مورد پایان زودرس همکاری با این چهره جملهای به زبان نمیآورند؟ جالب اینکه مدیران سابق باشگاه این روزها به شدت علیه این قرارداد موضع گرفتهاند اما سوال اینجاست که چرا در زمان داشتن مسئولیت در جمع آبیها، چنین موضعی اتخاذ نمیکردند؟ دستاورد اهدای دستمزد سنگین به کلارنس سیدورف در استقلال چه بود؟ اصلا او چند روز در تهران حضور داشت؟ گفته میشود سیدورف موظف است یک هفته در ماه را در ایران بگذارند اما میزان اهمیت باشگاه برای او آنقدر ناچیز بود که حتی وقتی برای مناسبتهای شخصی مربوط به همسرش به ایران سفر میکرد، در حوالی استقلال آفتابی نمیشد. سیدورف قرار بود پای فوتبالیستهای مستعد را به ایران باز کند اما حالا میگویند که جذب داکنز نازون و موسی جنپو با نظر این چهره صورت گرفته است. دیگر فاجعه از این بزرگتر میخواهید. پولتان را برای سیدورف هدر دادید که او هم پولتان را برای یک مشت بازیکن بیکیفیت هدر بدهد. واضح به نظر میرسد که مدیران استقلال با جذب سیدورف، تنها میخواستند پشت یک اسم و سابقه بزرگ در فوتبال پنهان شوند. این دیوار ساختگی اما حالا دیگر تماما فروریخته است.
«اگر امکان حضور فیزیکی نداشت، میتوانست مشورتهای بیشتری به ما بدهد». شنیدن این جملات از علی تاجرنیا نشان میدهد سیدورف حتی در زمینه مشاوره دادن به مدیران باشگاه نیز کم کاری کرده است. البته که مقصر اصلی این افتضاح نه مرد هلندی، بلکه مدیرانی هستند که پای او را به باشگاه باز کردند. با این تصمیم، بیتالمال را دور ریختید. اعتبار مدیریتی؟ آن که از همان اول هم وجود نداشت!
#استقلال
#ایران
#کبریت_بی_خطر
#ورزش
#فوتبال
#ویسگون
حیفالمال!
امضای قرارداد با کلارنس سیدورف هر چه بود، ربطی به «ورزش» و فوتبال نداشت. این بیشتر شبیه تئاتری بود که از همان ابتدا هم میشد پایاناش را حدس زد. مدیران استقلال حسابی روی این قرارداد مانور دادند و آن را در حد و اندازههای یک معجزه بالا بردند اما معجزه واقعی، معرفی پست مدیر فنی «پروازی» به فوتبال جهان بود! نسخهای که هرگز در استقلال جواب نداد و بدون شک در هیچ نقطه دیگری از دنیا جواب نمیدهد.
چرا مدیرانی که در زمان امضای قرارداد با سیدورف آن چنان سروصدا راه انداخته بودند، امروز تا این اندازه در سکوت محض هستند؟ چرا هیچکدام از مدیران فعلی باشگاه استقلال، در مورد پایان زودرس همکاری با این چهره جملهای به زبان نمیآورند؟ جالب اینکه مدیران سابق باشگاه این روزها به شدت علیه این قرارداد موضع گرفتهاند اما سوال اینجاست که چرا در زمان داشتن مسئولیت در جمع آبیها، چنین موضعی اتخاذ نمیکردند؟ دستاورد اهدای دستمزد سنگین به کلارنس سیدورف در استقلال چه بود؟ اصلا او چند روز در تهران حضور داشت؟ گفته میشود سیدورف موظف است یک هفته در ماه را در ایران بگذارند اما میزان اهمیت باشگاه برای او آنقدر ناچیز بود که حتی وقتی برای مناسبتهای شخصی مربوط به همسرش به ایران سفر میکرد، در حوالی استقلال آفتابی نمیشد. سیدورف قرار بود پای فوتبالیستهای مستعد را به ایران باز کند اما حالا میگویند که جذب داکنز نازون و موسی جنپو با نظر این چهره صورت گرفته است. دیگر فاجعه از این بزرگتر میخواهید. پولتان را برای سیدورف هدر دادید که او هم پولتان را برای یک مشت بازیکن بیکیفیت هدر بدهد. واضح به نظر میرسد که مدیران استقلال با جذب سیدورف، تنها میخواستند پشت یک اسم و سابقه بزرگ در فوتبال پنهان شوند. این دیوار ساختگی اما حالا دیگر تماما فروریخته است.
«اگر امکان حضور فیزیکی نداشت، میتوانست مشورتهای بیشتری به ما بدهد». شنیدن این جملات از علی تاجرنیا نشان میدهد سیدورف حتی در زمینه مشاوره دادن به مدیران باشگاه نیز کم کاری کرده است. البته که مقصر اصلی این افتضاح نه مرد هلندی، بلکه مدیرانی هستند که پای او را به باشگاه باز کردند. با این تصمیم، بیتالمال را دور ریختید. اعتبار مدیریتی؟ آن که از همان اول هم وجود نداشت!
#استقلال
#ایران
#کبریت_بی_خطر
#ورزش
#فوتبال
#ویسگون
- ۵.۴k
- ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط