#فوری
#فوری
#فوق_محرمانه
#اختصاصی_وحیدنیوز
#ویژه
#بسیارمهم
#انتشار_برای_نخستین_بار
🆘 طرح تغییر حکومت ایران از درون توسط موساد ؛ همکاری #احمدی_نژاد و موساد
◾سالهاست که نام موساد با عملیاتهای ترور، خرابکاری و حذف فیزیکی گره خورده است. هر جا صحبت از رویارویی با ایران بوده، ذهنها معمولاً به سمت انفجارها، ترورها و عملیاتهای مخفی میرود.
◾اما حالا، روایتی متفاوت مطرح شده است؛ اما این بار ماجرا قرار نبود با گلوله و بمب به پایان برسد.
◾ظاهراً طراحان این سناریو به این نتیجه رسیده بودند که شاید مؤثرترین راه برای تغییر معادلات ایران، حذف چهرههای سیاسی نباشد؛ بلکه ساختن یک آلترناتیو از درون ساختار قدرت باشد. فردی که سالها در بالاترین سطوح حکومت حضور داشته، برای مردم چهرهای شناختهشده باشد و اگر شرایط بحرانی ایجاد شد، بتواند خلأ قدرت را پر کند.
◾گفته میشود هدف موساد در ایران دیگر صرفاً «خرابکاری» نبود؛ بلکه پروژهای بزرگتر دنبال میشد؛ پروژهای که از آن با عنوان #تغییر_از_درون یاد میشود.
◾در این پرونده امنیتی نگاه طراحان موساد، از حذف افراد به سمت پیدا کردن یک مهره سیاسی تغییر کرده بود و درست از همینجا، نام فردی وارد داستان میشود که در ادامه، تمام روایت حول محور او شکل میگیرد:
⬅️ محمود احمدینژاد
یقینا انتخاب احمدی نژاد اتفاقی نبوده و پشت آن چند محاسبه وجود داشته است.
1⃣ پایگاه اجتماعی :
برخلاف بسیاری از چهرههای اپوزیسیون که سالها خارج از ایران زندگی کردهاند و ارتباط مستقیمی با بدنه جامعه ندارند، احمدینژاد هنوز برای بخشی از جامعه چهرهای شناختهشده بود و شبکهای از ارتباطات و حامیان خود را حفظ کرده بود.
و از این جنبه، سوژه جذابی است.
2⃣ سندرم یلتسین :
نویسندگان این سناریو در نیویورک تایمز ادعا میکنند احمدینژاد در سالهای اخیر خود را در موقعیتی میدید که میتواند در صورت بروز یک بحران بزرگ، بر موج آن سوار شود، با غرب به توافق برسد و خود را بهعنوان ناجی کشور معرفی کند؛ الگویی که آن را به تجربه بوریس یلتسین در روسیه تشبیه میکنند.
3⃣ انگیزه شخصی :
سالها رد صلاحیت، بسته شدن مسیر بازگشت به قدرت و اختلاف با بخشهایی از حاکمیت، میتوانست احساس خشم و تمایل به انتقام را در او تقویت کرده باشد؛ موضوعی که او را به گزینهای مناسب برای چنین پروژهای تبدیل میکرد.
◾احمدینژادی که روزگاری با کاپشن ساده در مجامع بینالمللی حاضر میشد، با ادبیات تند علیه اسرائیل سخن میگفت و بر شعارهای ایدئولوژیک تأکید داشت، بهتدریج چهرهای متفاوت از خود نشان داد؛ پوشش رسمیتر، ادبیاتی معتدلتر و مواضعی که فاصله محسوسی با گذشته داشت.
◾برای مثال او به مواردی مانند هدیه دادن شاهنامه، صحبت از حقوق شهروندی، ارسال پیامهای آشتیجویانه با غرب و تلاش برای ایجاد تصویری متفاوت در مجامع خارجی رو آورده بود!
◾رفتارهایی که شاید در هر انسانی عادی باشد و اما شاید هم نه...
میتوان اسمش را گذاشت دگردیسی سیاسی:
محمود ۱۳۸۴ 👇
کاپشن خاکی
استفاده مستمر از ادبیات مذهبی داغ
دعای فرج در تریبون سازمان ملل
انکار رسمی هولوکاست
تأکید بر نابودی اسرائیل
محمود ۱۴۰۲ 👇
کتوشلوار سفارشی
جایگزینی قرآن و دعای فرج با شاهنامه
یادگیری زبان انگلیسی
دفاع از حقوق شهروندی
سیگنال صلح به غرب
آمادگی برای پیوستن به پیمان ابراهیم
اولین نشانهها به سال ۲۰۱۷ برمیگردد.
همان زمانی که احمدینژاد شروع به انتشار نامههای سرگشاده برای چهرههای مطرح جهان کرد؛ از دونالد ترامپ گرفته تا محمد بنسلمان. نامههایی که برای بسیاری صرفاً موضعگیریهای سیاسی به نظر میرسید، اما احتمالا آغاز مسیری متفاوت بوده است...
◾همین رفتارها باعث شد حساسیت نسبت به احمدینژاد افزایش پیدا کند. گفته میشود از آن مقطع، رفتوآمدها، ارتباطات و سفرهای خارجی او با دقت بیشتری زیر نظر قرار گرفت و حلقه مراقبت امنیتی اطرافش آرامآرام گستردهتر شد.
◾چند سال بعد، در سال ۲۰۲۳، داستان وارد مرحله تازهای میشود، احمدینژاد راهی مجارستان میشود؛ سفری که در ظاهر، یک برنامه معمولی و دانشگاهی بود، اما طبق ادعای منابع نیویورک تایمز آنچه در پشت پرده این سفر جریان داشت، با آنچه در ظاهر دیده میشد تفاوت داشت.
◾مجارستان، نخستین نقطهای بود که ارتباطات محرمانه شکل گرفت و زمینه برای دیدارهایی فراهم شد که قرار بود در ادامه، مسیر این روایت را به کلی تغییر دهد.
◾از همینجا دیگر ماجرا از حد گمانهزنی خارج میشود و وارد مرحلهای میشود که هر سفر، هر ملاقات و هر حرکت، میتواند بخشی از یک پازل بزرگتر باشد؛ پازلی که قطعات اصلی آن هنوز آشکار نشده بودند....
#فوق_محرمانه
#اختصاصی_وحیدنیوز
#ویژه
#بسیارمهم
#انتشار_برای_نخستین_بار
🆘 طرح تغییر حکومت ایران از درون توسط موساد ؛ همکاری #احمدی_نژاد و موساد
◾سالهاست که نام موساد با عملیاتهای ترور، خرابکاری و حذف فیزیکی گره خورده است. هر جا صحبت از رویارویی با ایران بوده، ذهنها معمولاً به سمت انفجارها، ترورها و عملیاتهای مخفی میرود.
◾اما حالا، روایتی متفاوت مطرح شده است؛ اما این بار ماجرا قرار نبود با گلوله و بمب به پایان برسد.
◾ظاهراً طراحان این سناریو به این نتیجه رسیده بودند که شاید مؤثرترین راه برای تغییر معادلات ایران، حذف چهرههای سیاسی نباشد؛ بلکه ساختن یک آلترناتیو از درون ساختار قدرت باشد. فردی که سالها در بالاترین سطوح حکومت حضور داشته، برای مردم چهرهای شناختهشده باشد و اگر شرایط بحرانی ایجاد شد، بتواند خلأ قدرت را پر کند.
◾گفته میشود هدف موساد در ایران دیگر صرفاً «خرابکاری» نبود؛ بلکه پروژهای بزرگتر دنبال میشد؛ پروژهای که از آن با عنوان #تغییر_از_درون یاد میشود.
◾در این پرونده امنیتی نگاه طراحان موساد، از حذف افراد به سمت پیدا کردن یک مهره سیاسی تغییر کرده بود و درست از همینجا، نام فردی وارد داستان میشود که در ادامه، تمام روایت حول محور او شکل میگیرد:
⬅️ محمود احمدینژاد
یقینا انتخاب احمدی نژاد اتفاقی نبوده و پشت آن چند محاسبه وجود داشته است.
1⃣ پایگاه اجتماعی :
برخلاف بسیاری از چهرههای اپوزیسیون که سالها خارج از ایران زندگی کردهاند و ارتباط مستقیمی با بدنه جامعه ندارند، احمدینژاد هنوز برای بخشی از جامعه چهرهای شناختهشده بود و شبکهای از ارتباطات و حامیان خود را حفظ کرده بود.
و از این جنبه، سوژه جذابی است.
2⃣ سندرم یلتسین :
نویسندگان این سناریو در نیویورک تایمز ادعا میکنند احمدینژاد در سالهای اخیر خود را در موقعیتی میدید که میتواند در صورت بروز یک بحران بزرگ، بر موج آن سوار شود، با غرب به توافق برسد و خود را بهعنوان ناجی کشور معرفی کند؛ الگویی که آن را به تجربه بوریس یلتسین در روسیه تشبیه میکنند.
3⃣ انگیزه شخصی :
سالها رد صلاحیت، بسته شدن مسیر بازگشت به قدرت و اختلاف با بخشهایی از حاکمیت، میتوانست احساس خشم و تمایل به انتقام را در او تقویت کرده باشد؛ موضوعی که او را به گزینهای مناسب برای چنین پروژهای تبدیل میکرد.
◾احمدینژادی که روزگاری با کاپشن ساده در مجامع بینالمللی حاضر میشد، با ادبیات تند علیه اسرائیل سخن میگفت و بر شعارهای ایدئولوژیک تأکید داشت، بهتدریج چهرهای متفاوت از خود نشان داد؛ پوشش رسمیتر، ادبیاتی معتدلتر و مواضعی که فاصله محسوسی با گذشته داشت.
◾برای مثال او به مواردی مانند هدیه دادن شاهنامه، صحبت از حقوق شهروندی، ارسال پیامهای آشتیجویانه با غرب و تلاش برای ایجاد تصویری متفاوت در مجامع خارجی رو آورده بود!
◾رفتارهایی که شاید در هر انسانی عادی باشد و اما شاید هم نه...
میتوان اسمش را گذاشت دگردیسی سیاسی:
محمود ۱۳۸۴ 👇
کاپشن خاکی
استفاده مستمر از ادبیات مذهبی داغ
دعای فرج در تریبون سازمان ملل
انکار رسمی هولوکاست
تأکید بر نابودی اسرائیل
محمود ۱۴۰۲ 👇
کتوشلوار سفارشی
جایگزینی قرآن و دعای فرج با شاهنامه
یادگیری زبان انگلیسی
دفاع از حقوق شهروندی
سیگنال صلح به غرب
آمادگی برای پیوستن به پیمان ابراهیم
اولین نشانهها به سال ۲۰۱۷ برمیگردد.
همان زمانی که احمدینژاد شروع به انتشار نامههای سرگشاده برای چهرههای مطرح جهان کرد؛ از دونالد ترامپ گرفته تا محمد بنسلمان. نامههایی که برای بسیاری صرفاً موضعگیریهای سیاسی به نظر میرسید، اما احتمالا آغاز مسیری متفاوت بوده است...
◾همین رفتارها باعث شد حساسیت نسبت به احمدینژاد افزایش پیدا کند. گفته میشود از آن مقطع، رفتوآمدها، ارتباطات و سفرهای خارجی او با دقت بیشتری زیر نظر قرار گرفت و حلقه مراقبت امنیتی اطرافش آرامآرام گستردهتر شد.
◾چند سال بعد، در سال ۲۰۲۳، داستان وارد مرحله تازهای میشود، احمدینژاد راهی مجارستان میشود؛ سفری که در ظاهر، یک برنامه معمولی و دانشگاهی بود، اما طبق ادعای منابع نیویورک تایمز آنچه در پشت پرده این سفر جریان داشت، با آنچه در ظاهر دیده میشد تفاوت داشت.
◾مجارستان، نخستین نقطهای بود که ارتباطات محرمانه شکل گرفت و زمینه برای دیدارهایی فراهم شد که قرار بود در ادامه، مسیر این روایت را به کلی تغییر دهد.
◾از همینجا دیگر ماجرا از حد گمانهزنی خارج میشود و وارد مرحلهای میشود که هر سفر، هر ملاقات و هر حرکت، میتواند بخشی از یک پازل بزرگتر باشد؛ پازلی که قطعات اصلی آن هنوز آشکار نشده بودند....
- ۳۰۷
- ۱۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط