ﻣــﻦ ﻫﻨــﻮﺯ

ﻣــﻦ ﻫﻨــﻮﺯ
ﮔﺎﻫــﯽ
ﯾﻮﺍﺷﮑــﯽ ﺧﻮﺍﺏ ﺗـﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨـﻢ ...
ﯾﻮﺍﺷﮑــﯽ ﻧﮕﺎﻫﺘــ ﻣـﯽ ﮐﻨــﻢ ...
ﺻـﺪﺍﯾﺖ ﻣـﯽ ﮐﻨــﻢ ...
ﺑﯿــﻦ ﺧﻮﺩﻣـﺎﻥ ﺑﺎﺷـﺪ
ﺍﻣــﺎﻣــﻦ
ﻫﻨــﻮﺯ ﺗــﻮ ﺭﺍ
ﯾﻮﺍﺷﮑــﯽ ﺩﻭﺳﺘــــــــ ﺩﺍﺭﻡ ...
دیدگاه ها (۷)

می خندم.تو مست میشوی. حتی با یک فنجان قهوهکه از خطوط ته آن خ...

اگر موافقی..وقتی همه به خانه شان برگشتند؛حوالی همین پرسه های...

نمی توانم نامت را در دهانمو تو را در درونمپنهان کنمگل با بوی...

این روزهاکه جرأت دیوانگی کم استبگذار باز هم به تو برگردمبگذا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط