هر نسیمی ه نصیب از گل و باران ببرد

هر نسیمی كه نصیب از گل و باران ببرد
می تواند خبر از مصر به كنعان ببرد


آه از عشق كه یك مرتبه تصمیم گرفت:

یوسف از چاه درآورده به زندان ببرد


وای بر تلخی فرجام رعیت پسری

كه بخواهد دلی از دختر یك خان ببرد


ماهرویی دل من برده و ترسم این است

سرمه بر چشم كشد، زیره به كرمان ببرد


دودلم اینكه بیاید من معمولی را

سر و سامان بدهد یا سر و سامان ببرد


مرد آنگاه كه از درد به خود میپیچد

ناگزیر است لبی تا لب قلیان ببرد


شعر كوتاه ولی حرف به اندازه ی كوه

باید این قائله را "آه" به پایان ببرد


شب به شب قوچی ازین دهكده كم خواهد شد

ماده گرگی دل اگر از سگ چوپان ببرد!



ازغم عشقت غازچرانی مونده بود که به اونم رسیدم...😉😅

#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

یا مرا دعوت نکن یا سور و ساتی هم بیاورنازنین! چایی که می‌ریز...

چه دلنشین 🕊🍏است روزی که🕊🍏با مهر آغاز شـود🕊🍏پنـجـره ی دلـت را...

مثلِ چای با عطرِ هل وسطِ سرمای پاییز ...مثلِ آرامشِ آغوشش در...

محبوب من...تا وقتی من هستم،تو به هیچکس نیاز نداری دوستت داشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط