یبار بهش پیام دادم همون لحظه سین شد فهمیدم توی صفحه ی چتم

یبار بهش پیام دادم همون لحظه سین شد فهمیدم توی صفحه ی چتمون بوده، پیام بعدی روام که فرستادم دیدم پیام دومی دیگه سین نشد، اون ترس داشت از اینکه من بفهمم اون لحظه ها داشته توی صفحه ی چتمون پیامامونو میخونده و مرور میکرده، دلم خواست بهش بگم ،حداقل واسه دوست داشتن من ، ترسی نداشته باش😊
دیدگاه ها (۱۳)

دلتنگی لجباز ترین حس دنیاست...هر چه برایش توضیح دهیبیشتر پاه...

همه آدماي دورِمون فقط تا يه جا و يه روز خاصی كنارمون ميمونني...

کسی را به خلوت دل من جز تو راه نیست#سعدی😊

نه زنده هستم و نه مرده مرده فقط یه مرده متحرک بودم که نه راب...

سکوت پیستPart:⁷¹از گرسنگی شدید از خواب بیدار شدمتوقع داشتم ا...

همخونه اجباری... پارت 111."ویو پارک دوین"صبح روز بعد...صدای ...

Hidden Melody in Midnight Seoulp.22(از زبون جونگ‌کوک)این روز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط