شخصی گرسنه بود؛ برایش کلم آوردند...

شخصی گرسنه بود؛ برایش کلم آوردند...
اولین بار بود که کلم می‌دید؛ با خود گفت:
حتما میوه‌ای درون این برگ‌ها است‌
اولین برگش‌ را کند تا به میوه برسد؛ اما زیرش به برگ دیگری رسید و زیر آن برگ یک برگ دیگر و...
با خودش گفت: حتما میوه‌ی ارزشمندی است که اینگونه در لفافه‌اش نهاده‌اند...
گرسنگی‌اش افزون شد و با ولع بیشتر برگ‌ها را می‌کند و دور می‌ریخت...
وقتی برگ‌ها تمام شدند متوجه شد میوه‌ای در کار نبوده است!
آن زمان بود که دانست کلم مجموعه همین برگ‌هاست...

❗️ما روزهای زندگی را تند و تند ورق می‌زنیم و فکر می‌کنیم چیزی آنور روزها پنهان شده که باید هرچه زودتر به آن برسیم؛ درحالی که همین روزها آن چیزی است که باید دریابیم و درکش کنیم...

🌸و چقدر دیر می‌فهمیم که بیشتر غصه‌هایی که خوردیم، نه خوردنی و نه پوشیدنی بود؛ فقط دور ریختنی بود...

🌸زندگی، همین روزهایی است که منتظر گذشتنش هستیم...
🌸پس قدر فرصت‌ها را ثانیه به ثانیه و ذره به ذره بدانیم...

#متن_ناب #دلنوشته #دل_نوشته #زندگی #لذت #آرامش #آسایش #روزهای_زندگی #قدردانی #امید #شادی #نشاط #لذت_زندگی #خوشحالی #کودکی #کودک_شاد #بانشاط #عمر #مرگ #سخن_زیبا #حرف_حساب


کانال 🌸مهر بانو ۲۰۱۸🌸
https://t.me/joinchat/AAAAAEZCXhtYKvSlLlU1Cw


تلگرام و اینستاگرام من:
@MehrBanooo_2018
دیدگاه ها (۱)

ریشه‌های نادیدنی زندگی:درخت، دو مسیر رشد دارد.یک مسیر رو به ...

p18تهیونگ برای چند ثانیه کاملاً بی‌حرکت ماند.«پارک ماریا.»هم...

بسم الله الرحمن الرحیم صحیفه سجادیه قسمت سوم :شرحی مختصر :ش...

پارت اول — جایی میان ماجونگ‌کوک همیشه فکر می‌کرد عشق یعنی پی...

فصل دومپارت یازدهم | اعترافی زیر نور ماهصدای موسیقی سالن کم‌...

White Lotus | Part 30ساعت ۷:۵۸ شب...دو دقیقه مانده بود.سوآ ر...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :دوستِ خیانت کار صدای تپش قلب «...

تکاپو پارت 102: چرا نمیتونم حلش کنم؟... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍دیمیتریوس ...

🦢 پارت اول | بازگشتفرودگاه سئول ــ ساعت ۹ شبدرهای شیشه‌ای فر...

پارت ۱۳...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط