𝖕𝖆𝖗𝖙۳

𝖕𝖆𝖗𝖙۳

سوهو در انتهای راهرو ایستاده بود. موهای تیره‌اش را باد کمی به هم ریخته بود و دستانش را پشت کمر قفل کرده بود. نگاهش از جیمین به مارال و از مارال به جیمین چرخید. آرام. خونسرد. اما آنقدر سنگین که مارال حس کرد پاهایش به زمین چسبیدند.

«جیمین.» صدایش مثل کشیدن شمشیر از غلاف بود. «مهمون جدید ما رو اذیت نمی‌کنی؟»

جیمین شانه‌هایش را بالا انداخت و لبخند زد. «من فقط نجاتش دادم. داشت زمین رو می‌بوسید.»

مارال اخم کرد و زیر لب گفت: «نمی‌خواستم زمین رو ببوسم.»

سوهو نگاهش را به او دوخت. برای لحظه‌ای، چیزی در چشمانش برق زد. چیزی که مارال نتوانست بخواند.

«اسمت؟» پرسید.

«مارال.»

«مارال...» اسمش را آرام تکرار کرد، انگار داشت مزه‌اش را می‌چشید. «دختر داروساز. برای ملکه اومدی.»

مارال سرش را تکان داد. سوهو قدمی جلو آمد. جیمین هم، بی‌آنکه فکر کند، کمی نزدیک‌تر به مارال شد. این حرکت از چشم سوهو پنهان نماند. گوشه‌ی لبش بالا رفت. اما لبخند نبود.

«خب پس.» سوهو گفت. «به قصر مروارید خوش اومدی، مارال.»

و بعد، بی‌آنکه چیز دیگری بگوید، برگشت و در راهرو گم شد. سکوت سنگینی جای او را گرفت.

جیمین نفسش را بیرون داد و رو به مارال کرد. «برادرم... یه‌کم عجیبه. نترس.»

مارال آب دهانش را قورت داد. «نترسیدم.»

جیمین لبخند زد. همان لبخند شیطنت‌آمیز. «دروغ می‌گی. ولی اشکالی نداره. منم ازش می‌ترسم.»

مارال با وجود خودش، خندید. کوتاه. اما واقعی.

جیمین سرش را کج کرد و برای لحظه‌ای، نگاهش نرم شد. «خیلی خب، دختر داروساز. بیا برسونمت، وگرنه تا صبح تو این راهروها می‌چرخی.»

مارال سرش را تکان داد و پشت سرش راه افتاد. اما در دلش، صدای آن اسم هنوز می‌پیچید.

سوهو.

و نمی‌دانست چرا، اما حس کرد که این اسم، قرار است زندگی‌اش را به هم بریزد.

👑💛

اوممممممم
خب اولیای رمانه خب شرط نمی‌زارم ولی حمایت باید پر فشار باشه وگرنه حتی شده دو روز صبر میکنم
دیدگاه ها (۸)

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟔صبح روز بعد، مانیا مشغول آماده کردن صبح...

𓆩 پارت ۳۳ 𓆪 🖤ات آرام درِ اتاق را بست و به راهرو نگاه کرد.صدا...

💋فیلیکس و می سان 💋

پشت لبخند جیمین پارت ششمچند ثانیه بعد از حرف جیمین، هنوز همو...

the lost leaves/رمان جیمین

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲۲ | «یک خاطره‌ی ...

💜 پارت سوم | چیزی که تهیونگ فهمیدتهیونگ هنوز با همان لبخند ش...

𐙚🦋 پارت اول — «همسایه‌ی جدید» 🦋𐙚آت با عجله از خونه بیرون اوم...

چندپارتی جیمین

قسمت هفده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط