لحظه‌ای بر تار مویش شاعری کردم ولی

لحظه‌ای بر تار مویش شاعری کردم ولی

برف و بوران از غضب بارید و زلفش را شکست

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۱)

آرامش چشمان تو را مهتاب ندارداین صید گرفتار به زندان دو ابرو...

قسم به پنج‌شنبه و پنج نم بارانکه امروز پنج بار دلم برایت می‌...

شعر من سخت صریح است ولی تو انگارساکن کوچه ی مشهور علی چپ هست...

نذر کردم هرکه از کوچه معشوقه ما ‌می‌گذردبشکنم سر به دیوارش،ت...

دوست دارم لحظه ای شمع رو فوت کردم نامرئی بشم🌚✨

زخم شدم ، شیشه به زخمم نشستشیشه شدم ، زخم سرم را شکست یا رب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط