در غمش هر شب به گردون پیک آهم می‌رسد

در غمش هر شب به گردون پیک آهم می‌رسد
صبرکن، ای دل! شبی آخر به ما هم می‌رسد

شام تاریک غمش را گر سحر کردم چه سود؟
کز پس آن نوبت روز سیاهم می‌رسد

ملک_الشعراء_بهار
دیدگاه ها (۱)

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

آقای من مولای من سلام 🌺بردار از رخ پرده را ‌ای ماه دل‌آرای م...

خرم آن روز که جان می‌رود اندر طلبتتا بیایند عزیزان به مبارک ...

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

شهر آشنایی🌹❤️به اميد آن روز كه دوستى ومهر آنقدر فراگير شود ك...

شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک!

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط