او می‌خواست گریه نکند اما

او می‌خواست گریه نکند اما
جنازه اش در رودخانه اتاقش پیدا شد؛
دیدگاه ها (۰)

چه شب خوبیست ، نمیدانم قهوه بنوشم یا خودم را دار بزنم .

مشکل بشر از همان ابتدا مبتلا شدن به وابستگی بود.

کیک تولدم رو فوت کردم و آرزو کردم تو بیای، نیومدی، ساعت جفت ...

داق دلم هی میشه تا ره وقتی جنازه می ره روی جنازه این پسرو ن...

نامجونی که توی اتاقش منتظره تا پسرا اتاق هاشون رو پیدا کنن:

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط