𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۳۶
𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۳۶
ا.ت درحالی که هر دیقه اشکش دمه مشکش بود
هیونگشو نگاه میکرد که چطوری پسرا دارن
دستشو پانسمان میکنن
تو این دو روز عین روح بود حتی لایوم نیومد
احساس گناه عجیبی میکرد
یه احساس ناسپاسی داشت
تمام مدت هیونگاش ازش مراقبت کرده بودن
اونوقت برای یه موزیک ویدئو اینطوری باید
دست هیونگ محبوبش که شب حتی بدون
اونم خواب نمیرفت رو زخمی کنه
اون واقعا خودش رو یه احمق به تمام معنا میدید
جین : ا.ت به حضرت عباس یه دیقه دیگه اونطوری رو کاناپه بشینی
و مثل یه موجود گوگولی پشمالو بغض کنی
میدمت دست جونگ کوک تا میتونه
عین گونی سیب زمینی بالا پایینت بندازه
ا.ت : هیونگگگگ ( اعتراض )
جین : مرض ( خنده )
شوگا : هییی با دونسنگ فسقلی من مثل
پرنسس رفتار کن دیوث ( جدی و بامزه )
ا.ت : پس چرا اماده نمیشه هیونگ ( اعتراض )
پنج تا هیونگش با قیافه های بانمکشون که
سعی در کنترل خنده شون داشتند پشت سر
اون موجود فسقلی سخنگو وایساده بودند
جین : لی ا.ت کافیه یه بار دیگه اون دهن
فسقلیت رو باز کنی تا ببینی چطور باهات
سوپ درست میکنم و میدم به خورد اون
هیونگ چلاغت
ا.ت : به ته ته هیونگ من نگو چلاغ ( عصبی گوگولی )
جین : اتفاقا هیونگت یه چپر چلاغه عسلیه
که تو این سه روز دهن هممون رو توسط
دونسنگش صاف کرده
و من نمیدونم کی میخواد از اون تخت لعنتی
بلند شه ( خنده )
جین : پدصگ جوری خودشو به مریضی زده
که منم داره باورم میشه دیگه مریضه ( زیرلب و خنده)
یه ربع بعد
ا.ت : هیونگگگگ
هر شیش تا هیونگاش : بله ( بلند )
ا.ت : خب اصلاح میکنم هیونگ سراشپز ( خنده )
جین : باز چته فسقلی
ا.ت : هیونگ سوپ جادوییت درست نشد ؟
من مطمئنم هیونگ عسلی ازش بخوره زود
زود خوب میشه ( گوگولی )
جین : بی پدر پدرصگ اینطوری با ناز و عشوه
منو خر نکن ( خنده )
ا.ت : عه هیونگییی
جین : یکم دیگه سوپت اماده میشه و قسم
میخورم اگه تو این ده دیقه ببینم یه کلمه
حرف زدی یا بغض کردی قابلمه ی موردعلاقمو
با سوپش شوت میکنم وسط خیابون ( جدی )
که ا.ت سرشو تکون داده و منتظر شد سوپ
اماده بشه
جیهوپ : بابا لامصب مگه حکومت دیکتاتوری
تو خونه برقراره هیونگ
جین : همینه که هست
والا اون احمق بی ملاحظه ی تهیونگم زخم
شمشیر نخورده یه ضربه ی ساده
و این موجود دو سانتی متری که بیست
مترش زیر زمیته سه روز کامله هیچی جز اب
نخورده و عین میت شده دم به دیقه ام
بهونه ی اون خرس گنده رو میگیره
جیمین : فک کنم من بودم تا دست تهیونگو
دیدم رنگم پرید جین هیونگ درسته ( خنده )
نامجون : جین هیونگ نگران هممونه پسرا
( خنده )
شوگا : و وقتی کاراش به هم میریزه و
نمیدونه داره چیکار میکنه و استرس داره و عصبیه
جونگ کوک : عین یه لامای شیرین هممون رو سرویس میکنه
که شوگا و نامجون و جیمین و هوپی با خنده
و همزمان گفتند : زدی به هدف
ا.ت درحالی که هر دیقه اشکش دمه مشکش بود
هیونگشو نگاه میکرد که چطوری پسرا دارن
دستشو پانسمان میکنن
تو این دو روز عین روح بود حتی لایوم نیومد
احساس گناه عجیبی میکرد
یه احساس ناسپاسی داشت
تمام مدت هیونگاش ازش مراقبت کرده بودن
اونوقت برای یه موزیک ویدئو اینطوری باید
دست هیونگ محبوبش که شب حتی بدون
اونم خواب نمیرفت رو زخمی کنه
اون واقعا خودش رو یه احمق به تمام معنا میدید
جین : ا.ت به حضرت عباس یه دیقه دیگه اونطوری رو کاناپه بشینی
و مثل یه موجود گوگولی پشمالو بغض کنی
میدمت دست جونگ کوک تا میتونه
عین گونی سیب زمینی بالا پایینت بندازه
ا.ت : هیونگگگگ ( اعتراض )
جین : مرض ( خنده )
شوگا : هییی با دونسنگ فسقلی من مثل
پرنسس رفتار کن دیوث ( جدی و بامزه )
ا.ت : پس چرا اماده نمیشه هیونگ ( اعتراض )
پنج تا هیونگش با قیافه های بانمکشون که
سعی در کنترل خنده شون داشتند پشت سر
اون موجود فسقلی سخنگو وایساده بودند
جین : لی ا.ت کافیه یه بار دیگه اون دهن
فسقلیت رو باز کنی تا ببینی چطور باهات
سوپ درست میکنم و میدم به خورد اون
هیونگ چلاغت
ا.ت : به ته ته هیونگ من نگو چلاغ ( عصبی گوگولی )
جین : اتفاقا هیونگت یه چپر چلاغه عسلیه
که تو این سه روز دهن هممون رو توسط
دونسنگش صاف کرده
و من نمیدونم کی میخواد از اون تخت لعنتی
بلند شه ( خنده )
جین : پدصگ جوری خودشو به مریضی زده
که منم داره باورم میشه دیگه مریضه ( زیرلب و خنده)
یه ربع بعد
ا.ت : هیونگگگگ
هر شیش تا هیونگاش : بله ( بلند )
ا.ت : خب اصلاح میکنم هیونگ سراشپز ( خنده )
جین : باز چته فسقلی
ا.ت : هیونگ سوپ جادوییت درست نشد ؟
من مطمئنم هیونگ عسلی ازش بخوره زود
زود خوب میشه ( گوگولی )
جین : بی پدر پدرصگ اینطوری با ناز و عشوه
منو خر نکن ( خنده )
ا.ت : عه هیونگییی
جین : یکم دیگه سوپت اماده میشه و قسم
میخورم اگه تو این ده دیقه ببینم یه کلمه
حرف زدی یا بغض کردی قابلمه ی موردعلاقمو
با سوپش شوت میکنم وسط خیابون ( جدی )
که ا.ت سرشو تکون داده و منتظر شد سوپ
اماده بشه
جیهوپ : بابا لامصب مگه حکومت دیکتاتوری
تو خونه برقراره هیونگ
جین : همینه که هست
والا اون احمق بی ملاحظه ی تهیونگم زخم
شمشیر نخورده یه ضربه ی ساده
و این موجود دو سانتی متری که بیست
مترش زیر زمیته سه روز کامله هیچی جز اب
نخورده و عین میت شده دم به دیقه ام
بهونه ی اون خرس گنده رو میگیره
جیمین : فک کنم من بودم تا دست تهیونگو
دیدم رنگم پرید جین هیونگ درسته ( خنده )
نامجون : جین هیونگ نگران هممونه پسرا
( خنده )
شوگا : و وقتی کاراش به هم میریزه و
نمیدونه داره چیکار میکنه و استرس داره و عصبیه
جونگ کوک : عین یه لامای شیرین هممون رو سرویس میکنه
که شوگا و نامجون و جیمین و هوپی با خنده
و همزمان گفتند : زدی به هدف
- ۵۳۳
- ۲۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط