Monster in the forest

Monster in the forest
فصل 2 پارت 34

جین: باشه...برو بقیه ارو بیدار کن ما هم میایم
(.............)
تهیونگ: خب...میشه یکی توضیح بده ما چرا الان اینجا جمع شدین و عین بز داریم همدیگرو دید میزنیم؟
ا.ت: خب از اونجایی که جو به دلایلی نامعلوم خیلی سنگین بود حرف نزدم ولی الان میزنم...از اونجایی که همتون پیدا شدین الان باید دنبال راهی باشیم که دوباره تبدیل به انسان بشیم...مشکل اینجاس که از کجا شروع کنیم نظری ندارین؟
همگی:.................
جیمین: من که چیزی به ذهنم نمیاد
ا.ت: خب هر چیزی که اول از همه به ذهنتون اومد بگین شاید به درد بخوره
تهیونگ:*با بیخیالی کامل* درخت😐
همگی: 😐😐😐
تهیونگ: چیه خو؟ این به ذهنم رسید
ا.ت: بنظر من یه دلیلی داره که همتون جدا از هم و توی یه مکان خاصی ظاهر شدین...از جاهایی که توش بودین بگین شاید چیزی باشع که بتونیم ازش بفهمیم
نامجون: زیر زمین؟
جین: توی چاله
جونگ کوک: حفره..
جیهوپ: پشت بوته...اصن امکان نداره همچین جایی باشه
جیمین: توی یه زمین پر از خار
یونگی: زیر آب..
تهیونگ: درخت😐
ا.ت: منم که بخاطر خوابم...درخت...شاید درختا یه نقشی داشته باشن؟
یونگی: ولی بنظرم هر درختی نه...حتما یه درخت مشخصی بوده
ا.ت: تهیونگ تو دقیقا کجای درخت بودی؟
تهیونگ: زیرش😐(من چرا الان فکرم باید به جاهایی که نباید برسه میرسه؟😐📿)
ا.ت: هَن؟😐
تهیونگ: منظورم از زیرش...خب بالاش که نبودم احمق...تکیه داده به درخت بودم که بیدار شدم
ا.ت: اون دور و بر چه چیزایی بود؟
تهیونگ: علف...سنگ...درخت😐
ا.ت:*با دست میزنه توی سرش🤦🏻‍♀️*منظورم اینه که چه شکلی بود چی بود اصن
تهیونگ: خب...سنگا بزرگ بودن...علفا کوتاه بودن... درختی که بهش تکیه داده بودم یکم دورتر از درختای دیگه بود و یه چیز عجیب دیگه ای که بود..
ا.ت: چی؟؟
تهیونگ: به محض بیدار شدنم درخت رنگش تغییر کرد خاکستری شد
ا.ت: درختی که من توی خوابم دیدم سفید بود..
جیمین: عجیبا غریبا درخت سفید و خاکستری؟ اصن مگه داریم؟
نامجون: خب الان باید بریم دنبال درختی که تهیونگ دیده یا درختی که ا.ت دیده؟
ا.ت: درختی که دیدم خو جاش معلوم نیست...باید اول بریم دنبال درختی که تهیونگ دیده
تهیونگ: اوهوم...اتفاقا از اینجا دور نیست
ا.ت: و یونگی...توی آب؟
یونگی: خب من توی آب بودم...ولی اونقدری کم عمق بود که صورتم بیرون بود ولی آبش یخ بود و انعکاس منو آبی نشون میداد
جین: خب نشونه ی این که فکر کنم بخاطر اینکه گربه بوده کردتش توی آب😂
همگی: 😐😐😐
جین: چیه خو؟
جیمین: هیونگ...ما الان سر یع بحث خییییلی جدی هستیم..
نامجون: بیاین یکم جدی باشیم..


راستی میدونستین این یکی کاور فیکو خودم ساختم؟😁 قشنگ شده نه؟ فهمیدم از این به بعد خودم کاور درست کنم بهتره😂
دیدگاه ها (۴)

Monster in the forestفصل 2 پارت 35نامجون: بیاین یکم جدی باشی...

Monster in the forestفصل 2 پارت 36ا.ت: خب...باید یکم درباره ...

ادمین ممکنه تا چند روز نیاد🥲سه تا پارت میزارن بعد میرم ولی آ...

ببینمتون😂فن گرل ها توی کامنتا قلب 💜 بفرستن فن بوی ها قلب 🤍 ب...

love Between the Tides⁴⁰تهیونگ زنگ زدم به دوهی دوهی: الو دای...

love Between the Tides⁴¹یک ساعت بعد صدای گوشیم رو شنیدم تهیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط