آیا نفرت ماندگار خواهد بود

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟
پارت ۷۹

(ویو نیلسو )=از پشت بهشون نزدیک شدمو گفتم:
+"کمک نمیخواین خانوم های خوشگل؟."
مامان جون هینی کشید و مامانی فحشی بارم کرد...
_"آخه با این حال خودت میخوای به ما کمک کنی؟ابدا برو یکم استراحت کن یا با جی هون برو ساحل."
جی هون برادر جی وو....پسر خوبیه و مودب...
_"مادر شوهرت راست میگه مادر برو یکم هوا بخور یکم باد به سرت بخوره."
+"اجباریه ؟."
هر دوشون با هم گفتن:
_"آره."
هوفی کشیدم و چشمی گفتمو از اشپز خونه خارج شدم...
به اتاق رفتمو یه لباس ساحلی تنم کردم،آرایشی ملایم کردم و گوشیمو برداشتم تماس کوتاهی با جونگ کوک گرفتم:
_"جانم؟."
+"کی میای خسته شدم."
_"عزیزم هنوز نیم ساعتم نشده که رفتم بیرون شاید تا موقع ناهار برگشتیم ویلا."
+"خب من با جی هون میرم ساحل شاید لنا هم آمد باهامون."
_"باشه فسقلی مواظب خودتون باشید.....چیزی لازم نداری؟."
+"لباسمو میخواستی بخری یادت نره."
_"چشم خانومم....فعلا."
گوشیو توی کیفم گذاشتم و از اتاق خارج شدم....
توی راهرو دنبال اتاق جی هون گشتم دری زدمو با بفرمایید گفتنش وارد اتاق شدم:
_"عه زنداداش تویی؟."
+"امممم....بریم ساحل حوصلم بدجور سر رفته لنا و جی وو رو هم با خودمون ببریم."
_"باشه پس من یکم دیگه میام پایین بگو حاضر شن."
+"حله منتظریم."
رفتم پایین و با کمی اصرار و خواهش راضی شون کردم که پاشن حاضر شن و با ما بیان....
دیگه از ویلا زدیم بیرونو چون ساحل نزدیک بود پیاده وری کردیم....
زیراندازی پهن کردیم و نشستیم...
دریا چقد زیبا و چشم نواز بود...
روی شن صدف های بزرگ و کوچیک بود...
بازی های تفریحی برای ساحل هم بود که البته چون خسته بودن نرفتیم....
_"نیلسو؟."
لنا گفت....
+"جانم خاتون؟."
_"تو تاحالا مایلو رو دیدی؟."
+"همون که دیشب عمه بزرگت میخواست من زنش شم؟نه ولا مگه آمده اینجا؟."
جی هون لب زد:
_"اره خیلی تو جمع نمیشینه توی اتاق ته راهرو میخوابه همیشه همینه....خیلی مغرور و خود خوه."
جی وو لبخندی تحویلم داد:
_"البته تو اگر دیدیش هم نزدیکش نشو....چون چندین ماه قبل ازدواج تون با جونگ کوک دعوایی وحشتناک کرد که هنوز تا هنوزه هیچکس دلیلشو نمیدونه."
هیچکس؟........
کنجکاویم بدجور گل کرد:
+"مقصر دعوا کی بود....منظورم اینه که کی دعوا رو شروع کرد؟."
لنا گفت:
_"مایلو....جونگ کوک هم که بهش فهموند نباید پاتو از گلیمت دراز کنی."
جی هون میخواست دهن باز کنه که صدایی مردونه اما نا اشنا از پشت شنیده شد سرمو برگردوندم و با مردی چشم سبز و موهایی بور و بدون تیشرت مواجه شدم.....

شرط= ۳۰۰ لایک ، ۱۰۰ بازنشر
دیدگاه ها (۱۶)

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۸۰ (ویو نیلسو )= با شوک به ع...

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۸۱(ویو نیلسو )=وارد ویلا شدی...

آیا نفرت ماندگار خواهد بود؟پارت ۷۸(ویو نیلسو )= با صدای جونگ...

سلام به همگی.....یه نکته میگم که لازمه همه بدونید....گزارش ک...

عشق اجباری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط