p16

p16
سرمو بالا آوردم و نگاهش کردم بهم اخم کرد سرمو پایین آوردم متیو رفت اونطرف به سمتش رفتم و گفتم : متیو
متیو : بله
دیانا : ببین اون از بچگی منو دوست داشته و من هیچ وقت دوستش نداشتم
متیو : درکت میکنم یه جوریه
دیانا : میشه با داداشم برم اونجا میخواهم باهاش تنها باشم
سری تکون داد ممنونی گفتم و به سمت دراکو و تئو رفتم
دراکو دستمو گرفت و منو به سمت اون اتاق برد و تئو هم پشتمون اوند
همه رفتیم تو اتاق دراکو درو بست و پریدم بغل تئو و بوسیدمش اونم سرمو از پشت گرفته بود و میبوسیدم
جدا شدیم
تئو : میریم ایتالیا دور از اون متیو ریدل آشغال
دراکو : بچها خیلی وقت نداریم
تئو : اذیتت میکنن
دیانا : خیلی
تئو : میبرمت ایتالیا عروسک
بهم نگو عروسک
چرا
کوتاه بوسیدمش و گفتم : دوستت دارم
تئو : بیشتر از هر چیزی
معجونارو بهش دادم
تئو : من از در اونطرف میرم بیرون
دیانا : مواظب باش
با دراکو رفتیم پایین
متیو اومد دستشو رو کمرم گذاشت بعدشم بقیه رقص و مراسم
شب رفتیم حولشو روی تخت گذاشت یکم مثل هر شب ورزش کرد و رفت داخل حموم کتابمو که از کتابخونه برداشته بودم برداشتم و شروع به خوندن کردم
متیو : عروسککک
دیانا : بله
متیو : حولمو جا گذاشتم میدی
دیانا : ام آره
برداشتم درو باز کردم و حوله رو از لای در بهش دادم
درو باز کرد و کشیدم داخل حموم و با دستاش دورمو قفل کرد هیچی تنش نبود و بدنش که خیس بود به بدنم
چسبیده بود
دیانا : متیو
متیو : هیچی نگو دارلینگ
بلیزمو در آورد و درو با چوبدستیش قفل کرد
اشکام روی گونم سر خورد
متیو : چرا گریه میکنی عروسک یه حموممون نشه
و در حینی که حرف می‌زد شلوارمو در می آرود مقاومت نمیکردم چون فهمیده بودم خشن ترش میکنه ولی کمکش هم نمیکردم
براید بغلم کرد و بردم توی وان و خودشم اومد تو آب از وان بیرون می‌ریخت و دوش آب داغ باز بود بدنم میسوخت ولی اون عادت داشت با آب سرد حموم کنه اینو از سردی بدنش وقتی بیرون میومد فهمیدم اونم انگار ذهنمو خوند
متیو : فک کردم سردت میشه عروسک
دیانا : خیلی داغه
من زیر دوش تو بغلم بودم محکم تر بغلم کرد و آبو یکم خنک تر کرد لباسام خیس شده بود بند سوتینمو از زیر لباسم باز کرد و ...
بعد از پوشیدن لباسام و خشک کردن موهام روی تخت نشستم و مشغول کتاب خوندن شدم
دیدگاه ها (۰)

p17پاشدم مثل هر روز توقع داشتم چند دقیقه صداش کنم تا از محکم...

p17آماده بودم با همون دست لباسی که وقتی اون شب که به بهونه ع...

p15اون شب شامو خوردیم فردا صبح متیو میرفت عملیات دوش گرفت و ...

سناریو : تو مهمونی رسمی اسلایدرین چطوری رفتار میکنهدریکو : خ...

p11با چرخیدن کلید متوجه ورود متیو شدم متیو : عروسکم داره یه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط