#ارباب_من

#ارباب_من

Part: 10

؟: اوه سلام کوک

کوک: چی می‌خواین

؟: هیچی فقط بیا بزنیم به سلامت

کوک: نه ممنونم نمی‌خورم

؟: یکم که اشکالی نداره جونگکوک

کوک: گفتم که نمی‌خورم یا اصن اسم منو از کجا میدونی

؟: اومم شنیدم کیم تورو جونگکوک صدا میزد حالا ولش بیا یکم بخور

کوک: نه نمیتونم به یکی قول دادم که نخورم

؟: خب اون کیه

کوک: به تو ربطی نداره

؟: ولش فقط یه شات اصن امتحان کن( میاد سمت کوک)

کوک: مطمئن باشم که توش سمی چیزی نریختی

؟: چی نه بابا مگه کرم دارم اگه این کارو بکنم کیم منو می‌کشه مگه از زندگیم سیر شدم هه

کوک: خیلی خب ( شات رو از دستش میگیره)

جونگکوک بعداز ۵ شات بدنش داغ می‌کنه بی حال میشه و بطری رو به سر می‌کشه

؟: الو خانم انجام شد عزیز کرده کیم الان داره تو خودش میپیچه ههههه

جولیا: آفرین کارت عالی بود امشب بینشون چه اتفاقی بیوفته هههه فردا تو کل رسانه ها آبروی کیم تهیونگ به کلی میره تا اون باشه بخواد دیگه منو تحقیر کنه اگه عزیز کرده کیم با چشای نیازمند بگه میخوامت میدونی که تهیونگ خیلی زود تحریک میشه و چه اتفاقی میوفته

؟: خانم من که بهتون گفته بودم که کیم عاشق این برده احمق شده شما زیاد مثبت فکر می‌کردید

جولیا: اره تو راست میگی من فکر نمی‌کردم تهیونگ عاشق این احمق بدرد نخور بشه تازه امشب متوجه شدم حالا ولش کن زودتر از اونجا بیا بیرون تا گیرت ننداخته تهیونگ داره دنبال معشوقش میگرده

؟: چشم

ته: جونگکوک خیلی دیر کرده نگرانشم امشب آدمای خطرناکی اینجان یعنی خدا کنه براش اتفاقی نیوفتاده باشه باید برم حیاط پشتی

تهیونگ رفت حیاط پشتی رفت سمت دشویی

ته: وقتی رسیدم دیدم کوک افتاده رو زمین غرق عرق بود و داشت می‌پیچید تو خودش

ته: جونگکوکککک کوکیی خوبی چیشده

کوک: ا.. اار.... ارباب گرممه ( بی‌حال)

ته: وقتی بهش دست زدم بدنش انگار داشت تو تب می‌سوخت سریع بغلش کردم و از در پشتی رفتم بردمش تو اتاقم

تهیونگ کوک رو خوابوندم رو تختش و سر کوک رو گذاشت روی زانوش و موهاشو به نوازش کشید

ته: کوکی خرگوشم کی این بلارو سرت آورده هااا کییی

کوک: ا.. ارباب خیلی گرممه می‌خوام دوش آب سرد بگیرم

ته: جونگکوک کی این کارو باهات کرده

کوک: گرممههه

ته: دیدم داره زیادی تو گرمی میسوزه پس بردمش حموم وقتی لباساشو در آوردم اون بد//ن سفیدش داشت منو تحر\\\یک میکرد ولی به خودم اومدم بدنشو شستم لباس تنش کردم موهاشو خشک کردم و بردمش روی تختم خوابوندمش دهنش بوی الکل میداد پس فهمیدم که خورده این بار دست زدم به پیشونیش تب داشت پس با دکتر خانوادگیمون تماس گرفتم

پایان پارت دَه

#ادتهکوک
دیدگاه ها (۰)

#ارباب_منPart: 11ته: آقای لی بعداز چند دقیقه رسید لی: قربان ...

#ارباب_منPart: 9کوک: من دیگه میرم ته: وایسا منم میامتهیونگ و...

#ارباب_منPart: 8اجوما: فکر نمی‌کردم یه روزی ببینم تهیونگ عاش...

« دانش آموز شیطون من »« پارت دوم »ته یونگ اتاق کوک رو بهش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط