سادات ببخشن

سادات ببخشن



در پیچ و خَم ِ غَم گذرش خورد به دیوار ،،، *

رفت اوج بگیرد که پرش خورد به دیوار !!! *

بودند ملائک همه در محضرش اما ،،، *

" ابلیس " لگد زد !!! کمرش خورد به دیوار ،،، *

تا خادمه را کرد صدایش همه با خود : *

گفتند که : لابد پسرش خورد به دیوار !!! *

لرزید مدینه به خود از ناله ء " زهرا " ،،، *

با او همه یِ دور و برش خورد به دیوار !!! *

میخواست که سیلی نخورد صورتش اما : *

یک مرتبه چرخید ،،، سرش خورد به دیوار ،،، *

با دست در آن کوچه به دنبال " علی " گشت ،،، *

انگار که با چشم تَرَش ،،، خورد به دیوار ... *

" ای کاش به جای تو مرا ،،، " روی لبش داشت : *

هرگاه که " حیدر " نظرش خورد به " دیوار " ،،، *

از عرش " خدا " نوحه گر ِ " فاطمه " گردید ،،، *

تا " دختر ِخیرالبشرش " خورد به دیوار ...
دیدگاه ها (۶)

شما یادتون نمیاد اینجا که سایت ویسگون نبود تا چشم کارمی کرد ...

این عکس از ارتفاع، در صحرا ب هنگام غروب گرفته شده است.این عک...

خبر از یک زن بیمار شود میمیرم...مادری دست به د...

بانو ......همه جا دنبالت گشتم،میان کتابها...!مابین حرفها...!...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 68✦....................

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 81✦.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط