مادر"

مادر"

دلنوشته ای بر روی گلبرگ هایی از دلتنگی نوشتیم و در سکوتی زیبا محو شد.
خدا را نقاشی کردیم و خدا به شکل بوسه های مادر بر پیشانی بود.

در وقت دقیقه های صفر شده تنهایی
گه گاهی سر بزنیم
به دل تنها و غمزده یک مادر
بوسه ای از سر عشق و راز
مثل همان لحظه کودکی
پر از نیاز
بزنیم بر دست پر چینش
و گلی بیاویزیم بر مهرش
که چه باشد
چه نباشد
خاطرات
بوی نفسش را خواهد داد...


♣
دیدگاه ها (۱)

پارت: 22 (بخش3) **زاویه دید: زین**نگاهش اومد بالا و تو تاریک...

شاهزاده» فصل اول: دختر گمشده... در دل جنگلی سرسبز و دورافتاد...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

داستان عاشقانه جدید

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 35/نور کم‌رنگ صبح از پن...

007-پنهان در مه - پارت ۶۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط