آن کس دل ما ز یادش ویران شد
آن کس دل ما ز یادش ویران شد
ور به عطر خوشش قلب ما لرزان شد
گذر کرد ز هر کوی آنجا آباد شد
به غمزه و نازش ، کوخ ما سامان شد
هر که کز یاد او چیزی ندارد بر یاد
گره کارش کورتر شد و نالان شد
وی برفت و دریغا ز نگاهی بر ما
رفت و سالار مردم پاکدامان شد
شعر من از وصف او عاجز ماند
کار ما غبطه به حال یاران شد...
شعر از خودم....
ور به عطر خوشش قلب ما لرزان شد
گذر کرد ز هر کوی آنجا آباد شد
به غمزه و نازش ، کوخ ما سامان شد
هر که کز یاد او چیزی ندارد بر یاد
گره کارش کورتر شد و نالان شد
وی برفت و دریغا ز نگاهی بر ما
رفت و سالار مردم پاکدامان شد
شعر من از وصف او عاجز ماند
کار ما غبطه به حال یاران شد...
شعر از خودم....
- ۲۳۸
- ۱۸ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط