کاش بین من و تو فاصله تقصیر نداشت

کاش بین من و تو فاصله تقصیر نداشت
که پریشانی من ربط به تقدیر نداشت
تا تو بودی همه ی شهر رقیبم بودند
کاش معشوقه ی من حسن فراگیر نداشت
خیره بودم به تو تا زلف رها می کردی
این غزل خوان چه کند چشم و دلی سیر نداشت
خیره بودم به همانی که نمی دید مرا
مثل یک روح که در آینه تصویر نداشت
درد دل های خودم را به خودم می گفتم
راست می گفت که خود کرده و تدبیر نداشت.....
‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۳۳)

با تو تنها بی تو تنها، وای از این تن های تن هامن صمیمی مثل خ...

جان در پی عشقِ تو بُرون خواهم کرد    مجنون شُده و سر به جنون...

بمان بر یاد  من ، ای  یارِ دیرینکه تا نوشم شراب تلخ و شیرینب...

دیوانه میکند مرا آخر دو چشم مست تومستم نمیکند بجز جا...

بدرود بیت آخر شبهای شعر بیت

"دوست پسر من یه مافیای شیطونه" part : 9 اینم از پات جدید پس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط