چه خلاف سر زد از ما که در سرای بستی

چه خلاف سر زد از ما که در سرای بستی
بر دشمنان نشستی، دل دوستان شکستی

سر شانه را شکستم به بهانهٔ تطاول
که به حلقه حلقه زلفت نکند درازدستی

ز تو خواهش غرامت نکند تنی که کشتی
ز تو آرزوی مرهم نکند دلی که خستی

کسی از خرابهٔ دل نگرفته باج هرگز
تو بر آن خراج بستی و به سلطنت نشستی

به قلمروی محبت در خانه‌ای نرفتی
که به پاکی‌اش نرفتی و به سختی‌اش نبستی

به کمال عجز گفتم که به لب رسید جانم
ز غرور ناز گفتی که مگر هنوز هستی

تو که ترک سر نگفتی ز پیش چگونه رفتی
تو که نقد جان ندادی ز غمش چگونه رستی

اگرت هوای تاج است ببوس خاک پایش
که بدین مقام عالی نرسی مگر ز پستی

مگر از دهان ساقی مددی رسد وگرنه
کس از این شراب باقی نرسد به هیچ مستی
دیدگاه ها (۱)

تو که کوتاه و طلایی بکنی موها رامنِ شاعر به چه تشبیه کنم یلد...

فکر تاریکی و این ویرانیبی خبر آمد تا با دلِ منقصه‌ها ساز کند...

به درد هم اگر خوردیم قشنگ استبه شانه بار هم بردیم قشنگ استدر...

چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی، نه غمگسارینه به انتظار یاری ، ...

چه خلاف سر زد از ما که در سرای بستیبر دشمنان نشستی، دل دوستا...

چه خلاف سر زد از ما که درِ سرای بستیبرِ دشمنان نشستی، دلِ دو...

چه خلاف سر زد از ما که درِ سرای بستیبرِ دشمنان نشستی، دلِ دو...

ذکراین لحظه:#در-بستم-ب-ایوانِ-تماشاے-تـ❥♥ ❥ـو-نشستمچه خلاف س...

کسی از خرابهٔ دل نگرفته باج هرگز ❤️😊

♥ ♠ ♥ ♠ ♥کبوتر وار می آیم به آب و دانه ای دل خوشعطش دیده، تر...

استاد عبدالعلی ادیب‌برومند: الا ای سخن‌سنج بیداربخت / که برد...

فال امروز شنبه 7 تیر 93 شنبه 28 ژوئن 2014فال حافظ فروردین:شم...

فال امروز چهارشنبه 11 تیر 93 چهارشنبه 2 ژوییه 2014 فال حافظ ...

فال امروز دوشنبه 20 مرداد 93 دوشنبه 11 اگوست 2014فال حافظفال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط