نیست با ما لاله و گل را سر الفت، رهی

نیست با ما لاله و گل را سر الفت، رهی
می روم تا آشیان در سایه ی خاری کنم

رهی معیری

#لاله #گل #آشیان #خار #الفت #رهی #رهی_معیری
دیدگاه ها (۱)

چوگان زلف دیدی چون گوی در رسیدیاز پا و سر بریدی بی پا و سر ب...

شبان گیس بلند عشیره ی پدریفدای نی لبکت گَله گَله حور و پریمج...

سلاخی زار می گریستبه قناری کوچکی دلباخته بوداحمد شاملو#سلاخ ...

بس که حرف حق کسی در دهر نتواند شنیدگیرد اول در اذان گفتن موذ...

خواسته ی زیادی نیست فقط می خواهم در سرزمین خودم زندگی کنم نه...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط