غروب های پاییز...........

غروب های پاییز...........
دلتنگی را
پشت پنچره ها
آه میکشم..

و انتظار را
از قاب چشمانم
به کوچه میپاشم!!

رد هر عابر را که میگیرم
از تو دورتر میشوم.....

تو در کجای‌این شهر
پشت کدام پنچره
ایستاده ای؟؟

گاهی
دستی برایم تکان بده....!!




«سارا قبادی»
دیدگاه ها (۱۵)

سلام عزیزان روز آدینتون زیبا و شادآرزو میکنم روزی پر نشاطپر ...

اللهم عجل لولیک الفرج.....یامهدی ادرکنی..

دلم....برای تو تنگ نمی شود!!دلم....برای خودم تنگ میشود.........

چه فرق میکندکه به ساعت کدام کشور می آیی.....عقربه ها.. فقط ث...

تیغ ، روی دستم گذاشتم و کشیدم .دستم سوخت و خون تراوش کرد .با...

(سایه های خونی) part ۱۲/***جکسون بدون اینکه نگاهم کنه، گفت:«...

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.14  (روایت از زبان نویسنده)-...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط